160628 عناوین (160628 خوانده نشده) در 44 فیدها
Newspapers
1251 خوانده نشده
NewsAgences
132189 خوانده نشده
Radios
14773 خوانده نشده
NewsSites
6134 خوانده نشده
Reviews
5955 خوانده نشده
Weblogs
326 خوانده نشده
960 خوانده نشده
در میان صفحات مجموعه اشعار «تولدی دیگر» از فروغ فرخزاد دو شعر هست که به نظر من از نگاه و توجه پنهان ماندهاند. این دو سروده از آن کتاب، را در بحثی که آن را «زیبایی علیل» نامیدهام خواهید خواند.

معلول در زبان فارسی انسانی است که عیب و علتی دارد. علیل است و با ذلیل قافیه میشود. انسانی که در انجام برخی کارها ناتوان است و یا با موانع و دشواریهایی مواجه است.
از وقتی شروع به خواندن و سینما رفتن کردم و با ادبیات فارسی سر و کار دارم دو چهرهی زنانه تعقیبم میکنند: یکی چهرهی آن مادری که آغوشش بوی آشپزخانه و حیاط و آب و جارو دارد، مقدسهای که خواهش تن نمیشناسد، بلند نمیخندد، نمیرقصد، آواز نمیخواند، کمحرف است و وقتی آستینی بالا میزند و برای آدم زنی یا شوهری هم پیدا میکند.
و آن یکی دیگر، با آن طرهی گیسوان، آن خال لب و آن کرشمه که میشود عاشقش شد، از نگاههایش آتش گرفت و جفاهایش را بهجان خرید.
تا یادم هست میان این دو چهره که هیچ کدام شباهتی به من و زنان دور و برم نداشتند سرگردان بودهام. باز آن چهرهی مقدس را میشد کاریش کرد. در میان زنان فامیل و همسایه نظیرش پیدا میشد اما آن مینیاتوریها کجا بودند؟ آن نقشهای بر سنگ و دیوار با آن جام و آن حال، آن رقص و آن خیال که معلوم نبود با آن دهانهای نقطهای چطور از گرسنگی نمیمردند؟!
دور و برم پر بود از دختران زیبا که همه آنوقتها یا درگیر تظاهرات و انقلاب بودند و یا بعدترها درگیر کنکور. از درس خواندن شبانه پای چشمهایمان گود میافتاد. مشکلات خانوادگی داشتیم. آن عادت ماهانه هم بود که یک هفتهای در ماه ناکاوتمان میکرد و بالکل از حال جفا کردن میانداخت.
در این میان، کار من دشوارتر هم بود. میدانستم که هرچه هولم بدهند بازهم به جبههی مقدسین، جایی که از نگاه فرهنگ و جامعه برای من که دختری با مشکل جسمی بودم امن و مناسب بود نخواهم پیوست. پرشورتر از این حرفها بودم و زورم به این میل و خواهش شاد زنده بودن نمیرسید.
برای وسوسه آدم بهشتی هم امکاناتم محدود بود. از آتش نگاه خبری نبود، طرهی نداشتهی گیسوانم زیر روسری کُرک میشد و میریخت. در خیابان گاهی به جایی میخوردم. در جوی آب میافتادم. بی کفش پاشنهبلند هم پایم پیچ میخورد. پیشانیام گاهی از برخورد با در و دیوار کبود و باد کرده بود و رفتار غزال در خیابانهای تهران، حتا برای بیناها هم ناممکن بود. اگر برایم خواستگار میآمد که خوشبختانه نمیآمد و من مثلا ـ آنطور که در فیلمها ـ میبایستی چایی میآوردم قطعا سینی را کج میگرفتم و داماد بختبرگشته را میسوزاندم.
مرا پناه دهید ای زنان سادهی کامل
که از ورای پوست، سرانگشتهای نازکتان
مسیر جنبش کیفآور جنینی را
دنبال میکند
و در شکافِ گریبانتان همیشه هوا
به بوی شیر تازه میآمیزد
کدام قله کدام اوج؟
مرا پناه دهید ای اجاقهای پر آتش
ای نعلهای خوشبختی
و ای سرود ظرفهای مسین در سیاهکاری مطبخ
و ای ترنم دلگیر چرخ خیاطی
و ای جدال روز و شب فرشها و جاروها
مرا پناه دهید ای تمام عشقهای حریصی
که میل دردناک بقا بستر تصرفتان را
به آب جادو
و قطرههای خون تازه میآراید
تمام روز، تمام روز
رها شده، رها شده، چون لاشهای بر آب
به سوی سهمناکترین صخره پیش میرفتم
به سوی ژرفترین غارهای دریائی
و گوشتخوارترین ماهیان
و مُهرههای نازک پشتم
از حس مرگ تیر کشیدند
نمیتوانستم؛ دیگر نمیتوانستم
صدای پایم از انکار راه برمیخاست
و یأسم از صبوری روحم وسیعتر شده بود
و آن بهار ، و آن وهم سبز رنگ
که بر دریچه گذر داشت ، با دلم میگفت:
«نگاه کن!
تو هیچگاه پیش نرفتی،
تو فرو رفتی.»
از شعر «وهم سبز»

بیایید این کلیشه را با نگاهی به «زنان معلول» محک بزنیم.
کدام مردی حاضر است ساعتی را با فاحشهای نشسته بر صندلی چرخدار بگذراند؛ و تازه برایش پول هم بدهد؟ «شیرین» را با یک پستان در حال آبتنی تصور کنید و حال «خسرو پرویز» جاخورده را. «لیلی» با یک پای کوتاهتر، یا با چشمان شیشهای! «ویس» بعد از شیمیدرمانی. و رقاصهای بیدست در کافهی اوستا کریم.
نام «شیرین» را اینجا تنها برای توصیف یک زیبایی کلیشهای وام گرفتهام که «شیرین» خود زنی بود با شخصیتی چنان مستقل که «نظامی» در نهایت لطف، او را به تشبیه مردانه! مزین کرده در مورد او میگوید:
پریرویی، پری بگذار، ماهی
به زیر مقنعه صاحب کلاهی
و «شیرین» همچون من این کلیشه را به سخره میگیرد آنهنگام که در شب وصل بهجای خود عجوزی زشترو را نزد «خسرو پرویز» پاتیل میفرستد.
قصدم اشاره به آن زیبایی سحرآمیز است که تنها دیدن تصویری از آن، هزاران چون «خسرو پرویز» را مجنون و شیدا میکند و به راهی میکشاند که آخرش تیشه بر فرق «فرهاد» است و بیابانگردی «قیس» و هذیان مردان مست در فیلمهای ایرانی.
باور کنید قضیه به همین روشنی و سادگی است. در هر لباسی که باشد و به هر رنگ زیباییشناسانه ای که درآید. تا بر من خُرده نگیرید که: این کلیشهها که میگویی از مُد افتاده است و در سبد هیچ نویسنده عطار مردی دیگر پیدا نمیشود، حکایت را با مردی اروپایی در میان گذاشتم.
گفت: من هم اعتراف میکنم این کلیشهها هستند، خوب هم هستند؛ اگر نه دیگر در ادبیات و نه حتی بر پرده سینما، اما در سَر و سِر ما هستند.
جالبتر و دردناکتر از خود این کلیشهها، بازی ذهن مردانهایست که معشوقه را اگر به ساز نرقصد و بر مُراد نگردد؛ از ظلمتی به ظلمت دیگر میفرستد و در دم معشوق فرشتهسان را به فاحشهای وسوسهگر و بوالهوس تبدیل میکند.
تمام عمرم به جنگ با کلیشهای گذشت که وجود زنانه مرا بهعنوان یک زن معلول نفی میکرد و مرا به بازی نمیگرفت. خوبیاش این بود که خوش میگذشت، بی که اسیری باشی یا لکاته هم خوش میگذرد. به آن جای امن در این جامعه پدرسالار که زنکالای دست اول میخواست که نبودم، نه در میان خطوط کتاب بود و نه در آغوش بابا شملهای روشنفکرنما.
آن امنیت را در جمع زنانی پیدا کردم که چون من فکر و زندگی میکردند و شنیدن حرفهایشان و درک زیباییشان آرامم میکرد. زنانی که آگاهانه و داوطلبانه و در نهایت زیبایی بینقص به جنگ این کلیشهها برخاسته بودند.
روی خاک
هرگز آرزو نکردهام
یک ستاره در سراب آسمان شوم
یا چو روح برگزیدگان
همنشین خامش فرشتگان شوم
هرگز از زمین جدا نبودهام
با ستاره آشنا نبودهام
روی خاک ایستادهام
بارور ز میل
بارور ز درد
روی خاک ایستادهام
تا ستارهها ستایشم کنند
تا نسیمها نوازشم کنند
از دریچهام نگاه میکنم
جز طنین یک ترانه نیستم
جاودانه نیستم
جز طنین یک ترانه آرزو نمیکنم
در فغان لذتی که پاکتر
از سکوت سادهی غمیست
آشیانه جستجو نمیکنم
در تنی که شبنمیست
روی زنبق تنم
بر جدار کلبهام که زندگیست
یادگارها کشیدهاند
مردمان رهگذر:
قلب تیرخورده
شمع واژگون
نقطههای ساکت پریدهرنگ
بر حروف درهم جنون
هر نگاه آشنا
یک ستاره نطفه بست
در شبم که مینشست
روی رود یادگارها
پس چرا ستاره آرزو کنم؟
اين ترانهی من است
ـ دلپذیر، دلنشین
پیش از این نبوده بیش از این.
* * *
محمود احمدینژاد در پیامی، پیروزی باراک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را تبریک گفت.
رییسجمهور ایران در پیام تبریک خود اظهار امیدواری کرده که آقای اوباما «با ترجیح مصالح حقیقی مردم و انصاف و عدالت بر تقاضاهای سیریناپذیر اقلیتی خودخواه و ناصالح، از فرصت خدمت، حداکثر استفاده را به عمل آورد و نام نیکی از خود به جای بگذارد.»

آقای احمدینژاد در بخش دیگری از پیام خود خطاب به اوباما آورده است: «توقع عمومی این است که پاسخگویی سریع و روشن به مطالبه تحول صحیح و اساسی در سیاستهای داخلی و خارجی دولت آمریکا که خواست همه ملتهای جهان و ملت آمریکاست، سرلوحه و محور همه برنامهها و اقدامات دولت آینده شما قرار گیرد.»
متن کامل پیام آقای احمدینژاد امروز پنجشنبه در پایگاه خبری ریاست جمهوری اسلامی منتشر شده است.
آقای احمدینژاد، نخستین رییسجمهور ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی است که پیروزی یک نامزد در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را تبریک میگوید.
> متن کامل پیام تبریک محمود احمدینژاد به باراک اوباما را بخوانید
تا کنون رؤسای جمهوری بسیاری از کشورها پیروزی اوباما را به وی تبریک گفتهاند.
تبریک آقای احمدینژاد در حالی منتشر میشود که پیشتر وی پیشبینی کرده بود که «نخواهند گذاشت اوباما رییسجمهور آمریکا شود.»
غلامحسین الهام سخنگوی دولت و منوچهر متکی وزیر خارجه طی دیروز و امروز در واکنش به پیروزی اوباما از وی خواستهاند که تغییراتی را که مورد توجه مردم آمریکا است، آغاز کند.

باراک اوباما چهل و چهارمین رییسجمهور آمریکا است که روز گذشته با رأی مردم این کشور به این مقام انتخاب شد و از بیستم ماه ژانویه به عنوان اولین رییسجمهور سیاهپوست، کار خود را در کاخ سفید آغاز میکند.
روابط جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا از سال ۵۸ و پس از حمله «دانشجویان پیرو خط امام» به سفارت آمریکا در تهران و به گروگان گرفتن دیپلماتها و کارکنان این سفارت در آبانماه همان سال قطع شد.
اکنون ۲۹ سال است که هیچگونه روابط دیپلماتیک مستقیمی بین دو کشور وجود ندارد و سفارت سوییس در ایران، حفاظت از منافع آمریکا در جمهوری اسلامی را بر عهده گرفته است.
در همین رابطه:
از اولین ساعات بامداد روز پنجم نوامبر ۲۰۰۸ میلادی، مردم جهان، پیروزی چهل و چهارمین رییس جمهور آمریکا، بارک اوباما را با شگفتی دنبال میکردند.
اوباما نخستین رییس جمهور سیاهپوست آمریکا و کاندیدای حزب دمکرات، انتخابات را با فاصلهی چشمگیری از رقیب خود، جان مککین، نامزد حزب حاکم این کشور، حزب جمهوریخواه، برد.
فاصلهی آرای او با رقیبش در تاریخ انتخابات آمریکا به ندرت اتفاق افتاده است. تحلیلگران سیاسی این پیروزی را با پیروزی رییس جمهور روزولت در دههی ۳۰ میلادی و در شرایطی که بحران بزرگ اقتصادی آمریکا باید مهار میشد، مقایسه میکنند.
آیا این پیروزی استثنایی، پاسخی به سیاستهای هشت سالهی حزب جمهوریخواه و تیم آقای جورج بوش در داخل و خارج از آمریکا است؟
شعار آقای اوباما در تمام دوران انتخابات و نطق بلافاصله پس از پیروزیاش «تغییر» بوده است. تغییر در سیاست یکی از بزرگترین قدرتهای جهانی، نمیتواند به معنای تغییر در سیاست خارجی و در تماس با دیگر کشورهای جهان، معنی نشود.
تغییرات محتمل در سیاست خارجی آمریکا، در رابطه با کشورهای منطقه، به ویژه در رابطه با ایران، چگونه اتفاق خواهد افتاد؟
این پرسشی است که با برخی چهرههای شناخته شدهی سیاسی و رهبران احزاب ایرانی در داخل و خارج از کشور، درمیان گذاشتهام.
با دکتر ابوالحسن بنیصدر، نخستین رییس جمهور ایران پس از انقلاب که اکنون ساکن پاریس است، گفت و گو میکنم.
انتخاب اوباما در آمریکا، یک تغییر در حد انقلابی فرهنگی سیاسی است. به لحاظ اینکه او یک دورگه است و از «سیستم سیاسی» بیرون نیامده و از بیرون آن سیستم عرض وجود کرده است.
چرا بیرون از سیستم؟
خود او میگوید و راست هم میگوید. او میگوید: «من در دستگاه سیاسی واشنگتن پرورده نشدهام. اما در حدی آنجا بودهام که مطلع شوم که محتاج یک تغییر اساسی است».
این را هم درست میگوید، برای اینکه او نه از خانوادههای بزرگ آمریکایی و نه از رهبران دو حزب بوده است. بلکه یک توانایی و امید را نمایندگی کرده است. مجموعاً، این اتفاق، تغییر مهمی هم در درون آمریکا و هم در رابطهی آمریکا با بقیهی دنیا است.

ابوالحسن بنیصدر
آقای بنیصدر با وجود خوشبینی به پیدایش گرایشهای مثبت در سیاست خارجی آمریکا و از جمله ایران، آن را به خصوص با ایران، مشروط میبیند. مشروط به اینکه اتفاقاتی از این دست در ایران بهوقوع نپیوندد.
اینکه در دمادم انتخابات آمریکا، ناگهان در ایران برای عضویت در حزبالله نامنویسی کنند، عملیات استشهادی انجام دهند، پایگاه دریایی در تنگهی هرمز ایجاد کنند، آزمایش اورانیوم تا ۹۰درجه انجام دهند و… میتواند در سیاست خارجی آمریکا تاثیرگذار باشد.
با توجه به رعایت همهی این جوانب، چه چیزی در مورد ایران بیشتر محتمل است؟
تشدید مجازات اقتصادی بسیار محتمل است. اما از لحاظ روانشناسی مردم ایران، تغییر دیگری خیلی احتمال دارد و آن اینکه، جامعه اطمینان خاطر بیشتری پیدا کند که در آمریکا یک آدم با سیاست جنگطلبانه که به هر تقدیر، میخواهد جنگ راه بیاندازد، روی کار نیست.
مردم ایران به این فکر هستند که دستگاه سیاسی آمریکا میتواند عاقل شده باشد و آنها میتوانند بدون احساس خطر از بیرون، در درون، خواستار آزادی و استقرار دمکراسی باشند.

دکتر ابراهیم یزدی، از نهضت آزادی ایران
آقای دکتر ابراهیم یزدی، از «نهضت آزادی ایران» عقیده دارد:
سیاست خارجی آقای اوباما بر محور استراتژی کلان حزب دمکرات آمریکا است که آقای برژینسکی در کتابش، تحت عنوان «گزینش میان رهبری جهان یا سیطرهی جهانی»، بیان کرده است.
در این کتاب که به فارسی هم ترجمه شده است، برژنیسکی، سیاستهای کلان دولت بوش را به شدت مورد نقد قرار میدهد و میگوید: «سیاست خارجی آمریکا به عنوان یک ابرقدرت، میبایستی به جای سلطهطلبی، هدایت و رهبری باشد».
به این معنا که میبایستی با کشورهای همپیمان و همسو تعامل کنند و در تصمیمات کلانی جهانی، آنها را هم سهیم کنند. دولت آمریکا یک جانبه و یک طرفه تصمیم نگیرد تا آنها هم همکاری کنند.
به نظر من، آقای اوباما در سطح بینالمللی از این سیاست پیروی خواهد کرد. به همین دلیل هم حتی قبل از انتخاب اوباما، رهبران اتحادیهی اروپا از انتخاب او استقبال کردند.
بنابراین سیاست خارجی اوباما در محور روابط با کشورهای اروپا و اتحادیهی اروپا و آسیای دور، به سوی همگرایی، کنشهای متقابل و همکاریهای وسیعتر حرکت خواهد کرد.
آقای بابک امیرخسروی، تحلیلگر سیاسی و از موسسین «حزب دمکراتیک مردم ایران» که ساکن پاریس است، در این مورد عقیده دارد:
روی کار آمدن اوباما، پدیدهی بسیار بزرگی است و خود او نیز در آخرین سخنرانیاش بعد از پیروزی گفت: «سیاست ما در جهان، دیگر نه بر مبنای زورگویی و جنگ، بلکه بر مبانی دمکراسی خواهد بود».
طبیعتاً این میتواند چشمانداز خیلی روشنی را به طور کلی در رابطه با ایران و کشورهای منطقه داشته باشد. به ویژه مورد ایران برای ما کاملاً حیاتی است. خیلی به این رویدادی که در آمریکا رخ داده، امید بستهام.

علی مزروعی، از شورای مرکزی حزب مشارکت ایران
آقای علی مزروعی، از شورای مرکزی «حزب مشارکت ایران» میگوید:
برداشتی که از مجموعهی اخبار و روندی که در انتخابات آمریکا طی شد دارم، این است که این تغییر در درجهی اول معطوف به شرایط داخلی آمریکا و بحران مالی که اتفاق افتاد، است و بیشترین تاثیر را در رأیآوری اوباما داشت.
بخش عمدهای از صحبتهای آقای اوباما هم معطوف به مشکلات و مسایل اقتصادی بود که دامنگیر جامعهی آمریکا، به خصوص طبقات متوسط به پایین شده است.
بنابراین، نقطهی اصلی تغییر، به مسایل درونی جامعهی آمریکا برمیگردد. در عین حال، ایشان در سیاست خارجی هم دیدگاه متفاوتی را نسبت به جمهوریخواهان بیان کرده است.
هرچند این دیدگاه در طی زمان تغییر پیدا کرد و بیشتر به دیدگاههای کارشناسی و دستگاه نظام تصمیمگیری آمریکا نزدیک شد.
در عرصهی سیاست خارجی، خیلی تغییرات عمدهای را در دورهی اوباما شاهد نخواهیم بود. چون دستگاه تصمیمگیری، مبتنی بر یک سیستم کارشناسی و تحلیلی که از منافع ملی آمریکا دارند و چالشها و تهدیدهایی که با آن روبهرو هستند، است.
بنابراین، برداشت من این نیست که تغییر عمدهای را در سیاست دولت بعدی که آقای اوباما تشکیل میدهد، شاهد خواهیم بود.

غلامحسین کرباسچی، از شورای مرکزی حزب کارگزاران ایران اسلامی
آقای غلامحسین کرباسچی، از شورای مرکزی «حزب کارگزاران ایران اسلامی»، زیاد خوشبین نیست. او میگوید:
آنچه گفته میشود، با آنچه عمل میشود، متفاوت است. بالاخره با روانشناسی که ایشان از وضعیت جامعهی آمریکا داشته که بعد از حادثهی سپتامبر ۲۰۰۱، جنگ، دخالتهای نظامی آمریکا و به تبع آن، مسایل اقتصادی و… باعث نارضایتی شده است، به عنوان کسی که میخواهد از مردم رأی بگیرد، بهطور طبیعی ادعای تغییر و تحول میکند.
ولی بعید به نظر میآید که با توجه به ماهیت نظام آمریکا، تغییر ماهوی را در مورد دخالتها و حضور در سیاستهای بینالمللی و… مثلاً در رابطه با مردم فلسطین و حتی عراق و افغانستان داشته باشد. بعید است که سیاستهای خارجی دولت آمریکا تفاوت محسوسی بکند.
آیا نمیتواند یک نقطهی تحول کیفی به خاطر شکست سیاستهای گذشته باشد؟
میتواند باشد، ولی صحبتهایی که ایشان در زمان انتخابات زده، لابی اسراییل و بازدیدی که از اسراییل داشته، صحبتهایی که در رابطه با جریانات اسراییل و فلسطین کرده، نشان میداد آنطور نیست که آمریکا بخواهد به یک سیاست انزوای بینالمللی برگردد و خودش را کنار بکشد، یا بخواهد دخالتهایی مطابق آنچه افکار روشنفکری دنیا و افکار ملتها مطالبه میکنند، داشته باشد.
ولی این امید که در رابطه با ایران، آمریکا سیاستهای ملایمتری پیش بگیرد و راه توافقاتی باز شود، به نظر خیلی از تحلیلگران سیاسی وجود دارد.
خداوند دعاهای شما را برآورده کند.
در همین رابطه:
یک مقام وزارت ارشاد، گزارشها درباره توقیف هفتهنامه شهروند امروز را تأیید کرد.
خبرگزاری فارس شب گذشته بدون اشاره به منبع خود اعلام کرده بود که این هفتهنامه به دلیل «غیر واقعی جلوه دادن برخی اقدامات دولت» توقیف شده است.
علیرضا ملکیان معاون مطبوعاتی و اطلاعرسانی وزارت ارشاد امروز پنجشنبه در گفت و گو با خبرگزاری دولتی ایرنا اعلام کرد: نشریه شهروند امروز به دلیل «رعایت نکردن زمینه انتشار» توسط هیأت نظارت بر مطبوعات، توقیف شده است.
پیشتر محمود علیزاده طباطبایی وکیل این هفتهنامه هم در واکنش به این گزارشها گفته بود که هنوز ابلاغیهای مبنی بر توقیف شهروند امروز به دستش نرسیده است.
آقای ملکیان گفته است: «هیأت نظارت بر مطبوعات بر اساس بند ب ماده هفت قانون مطبوعات مبنی بر مغایرت با آنچه در پروانه نشریه در مورد زمینه انتشار آمده، اقدام به توقیف شهروند امروز کرده است.»

زمینه کاری هفتهنامه شهروند امروز در مجوز آن، «فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و ورزشی» ذکر شده است.
برخی وبسایتهای خبری بر اساس شنیدههای خبرنگاران خود گزارش داده بودند که علت توقیف این نشریه «معرفی نکردن مدیر مسئول» است.
پس از استعفای مدیر مسئول پیشین این هفتهنامه، مدتهاست که نام مدیر مسئول در شناسنامه آن درج نمیشود.
«شهروند امروز» یکی از پرتیراژترین نشریات ایران بود و در مدت انتشار سراسریاش توانسته بود به یکی از تأثیرگذارترین نشریات در بین فعالان سیاسی و روشنفکری در ایران تبدیل شود.
برخی گفت و گوهای این نشریه نظیر مصاحبه با سید حسن خمینی نوه آیتالله خمینی، و نیز مصاحبه با داوود دانشجعفری وزیر پیشین اقتصاد، درست چند روز پیش از برکناری وی از سمتش، بسیار خبرساز شده بود.
محمد قوچانی، سردبیر «شهروند امروز» بود و محمد عطریانفر، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی، ریاست شورای سیاستگزاری این هفتهنامه را بر عهده داشت.
این هفتهنامه را بخشی از تیم سابق روزنامههای «شرق» و «هممیهن» منتشر میکردند. این هفته، هفتادمین شماره «شهروند امروز» منتشر شده بود.
این تیم، ابتدا در زمان سردبیری محمد عطریانفر در روزنامه «همشهری» متعلق به شهرداری تهران، در ضمیمهی روزانه آن با نام «همشهری دوم» یا «همشهری جهان» شکل گرفت. اما پس از انتخاب محمود احمدینژاد به عنوان شهردار تهران، محمد عطریانفر و تیم «همشهری جهان» از روزنامه همشهری جدا شدند و از شهریورماه سال ۱۳۸۲ روزنامه شرق را راهاندازی کردند.
پس از توقیف روزنامه شرق در شهریورماه ۱۳۸۵ و رفع توقیف بعدی این روزنامه در اسفندماه همان سال، بخشی از تیم این روزنامه شامل محمد عطریانفر، محمد قوچانی، رضا خجسته رحیمی، احمد زیدآبادی، محمدجواد روح و رضا معطریان از آن جدا شدند و از اردیبهشتماه سال ۱۳۸۶، روزنامه هممیهن را منتشر کردند.
مدیر مسئولی «هممیهن» را غلامحسین کرباسچی، شهردار اسبق تهران و دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی بر عهده داشت و به تازگی از آن رفع توقیف شده بود. دوره تازه «هممیهن» با سردبیری محمد قوچانی، تنها ۴۷ شماره دوام آورد و دوازدهم تیرماه همان سال به دستور سعید مرتضوی، دادستان تهران توقیف شد.
از اواخر بهار سال ۱۳۸۶ و همزمان با انتشار «هممیهن» انتشار سراسری هفتهنامه شهروند امروز نیز توسط همین تیم آغاز شد. پیش از آن، این هفتهنامه به صورت محلی در استان اصفهان چاپ میشد.
این هفتهنامه در این مدت تلاش کرده بود از مجله «تایم» الگوبرداری کند.
هیأت نظارت بر مطبوعات وزارت ارشاد در سه سال گذشته دهها نشریه را به دلایل مختلف توقیف یا لغو امتیاز کرده است.
فروردینماه امسال، مجله اینترنتی هفتسنگ، هفتهنامه «شهروند امروز» را به عنوان یکی از هفت نشریه برتر سال ۱۳۸۶ انتخاب کرده بود.
• سایت هفتهنامه شهروند امروز
بررسی تطبيقی عقلانيت در اسلام و غرب ـ بخش نهم
نوشتهء توبی هاف
مترجم : عبدی کلانتری
تيمائوس افلاطون که در پايان قرن سوم ميلادی توسط چالسـيدوس (Chalcidus) به زبان لاتين ترجمه شده بود، نخستين بار از سوی سنت آگوستين مورد اقبال واقع شد و بعدها با همان اشتياق مورد توجه تجددگرايان (moderni) قرنهای دوازدهم و سيزدهم در اروپا قرار گرفت (۳۷). با آنکه اعراب تيمائوس را می شناختند اما اين اثر افلاطون در ميان عرب ها از همان محبوبيت و پذيرش شوق آميز که مسيحيان غرب ابراز کردند، برخوردار نشد (۳۸).
آنچه در اين اثر بيش از هرچيز بر متفکران اروپايی در اوان عصر جديد تأثير گذاشت تصويری از طبيعت بود که همچون يک کليت نظم پذيرفته و هماهنگ ظاهر می شد. جهان طبيعی همچون نظامی ترسيم شده بود متشکل از علت ها و معلول ها، که در آن انسان به مثابه بخشی از همان نظم عقلانی، به لحاظ داشتن نيروی عقل، رفعت يافته بود. جملات تاريخساز مربوط در تيمائوس که سرچشمهء نقل قولها، تفسيرها، و الهامات متعدد بود به شرح زير است:
«از اين گذشته، هر «شونده» بايد به نيروی علتی «بشـود» زيرا ممکن نيست که چيزی بی علت «بشود» و به وجود آيد . . . آيا جهان هميشه بوده است و آغازی نداشته، يا حادث است و از مبدأيی به وجود آمده و پيدايشش را آغازی بوده است؟ [من می گويم . . .] جهان مخلوق و «شده» و حادث است . . . پيدا کردن صانع و سازندهء کل جهان البته دشوار است و اگر هم پيدا کنيم امکان ندارد بتوانيم او را چنان وصف کنيم که برای همه قابل فهم باشد. اما در مورد او اين مطلب را ناچاريم تحقيق کنيم که جهان را از روی کدام يک از دو سرمشق ساخته است: به تقليد از آنچه هميشه همان است و لايتغيـّر، يا از روی آنچه حادث است و متغير؟» [از ترجمهء محمدحسن لطفي](۳۹)
هراندازه دربارهء تأثير عناصر تفکر افلاطونی بر انديشمندان مسيحي ِ قرون وسطا در اين دوران صحبت کنيم کم گفته ايم، و اين دوران درست قبل از فرارسيدن ارسطوی «تازه يافته» است.
اين پلاتونيسم يا افلاطون گرايی به همهء رشته های پژوهشی سرايت کرد از جمله به مطالعهء طبيعت و همچنين پژوهش در نصّ کتاب مقدس (۴۰).
يکی از دستاوردهای بااهميت اين دوران در غرب، پس از کشف طبيعت، اين پنداشت بود که ميان سپهرهای طبيعی و ماوراءطبيعی می بايد تمايز و مرزبندی قايل شد، يعنی آنچه را که جنبهء اعجاز و معجزه دارد بايد از نيرهای طبعيت سوا کرد. ويليام اهل کونچز (وفات ۱۱۵۴) را شايد بتوان مهمترين نظريه پردازِ اين نوع فلسفهء شبه علمی از طبيعت به شمار آورد. او در شرحی که بر تيمائوس افلاطون نوشته چنين ادعا می کند که:
«افلاطون پس از آنکه نشان داد هيچ چيز نمی تواند بدون علت وجود داشته باشد، بحث خود را دقيق تر کرده و مشـتق شدن معلول را از علت ِ مؤثر خود به بيان درآورد. بايد چنين تشخيص دهيم که هر اثری يا توسط «خالق» هست شده يا به وسيلهء «طبيعت»، يا اينکه ساختهء صنعتگری انسانی است که کار طبيعت را نسخه برداری کرده است. نتيجهء عمل «خالق» همان خلقت اوليهء چيزی است که مواد و مصالح آن از قبل موجود نيست، مانند خلقت عناصر اوليه و ارواح، يا چيزهايی که در چشم ما خلاف روال مرسوم طبيعت عمل می کنند مانند زايش عيسا از بطن مريم باکره و نظاير آن. اما کار طبيعت عبارت است از پديد آوردن چيزها از دل چيزها همانند آنچه از دانهء گياهان به شکل جوانه و شاخه سربرمی کشد، زيرا طبيعت همان انرژی نهفته در بطن چيزها است که موجودی را از بطن موجود مشابهی پديد می آورد.»(۴۱)
اين برداشت از طبيعت همزمان دربرگيرندهء [مفاهيم] نظام مندی (يا سلسله مراتب) و قانون مندی بود. نظريه پردازان قرون وسطا کاشف عالمی شدند که به مثابه يک گيتی يا يک کيهان، از عناصر مرتبط و همبسته تشکيل شده بود. به اين شيوه، آنوريوس اهل آتون (Honorius of Autun) از صنعتگری برتر ياد می کند که «گيتی را همچون ساز بزرگی چنان ساخت که هر تار آن نغمه ای متفاوت به گوش می رساند»، صنعتگری که عالم را به دو بخش مکمل يکديگر تقسيم کرد: بخش روحانی و بخش مادی. آنوريوس می نويسد:
«زيرا او کار خود را به دو قسمت تقسيم کرد ــ دو بخش که نقطهء مقابل يکديگرند. روح و ماده، در سرشت خود نقيض يکديگر اما دمساز در وجود، همچون گروه همخوانان [درکليسا] که در آن صدای بم مردان با نوای زير پسربچگان در می آميزد . . . پديده های مادی خود به طرز مشابهی به بخش های متفاوت آواز دست جمعی می مانند که برحسب جنس، نوع، فرد، فورم، و شماره تقسيم بندی شده، همه به طرز هماهنگی چنان با يکديگر آميخته اند که به تبعيت از قانون ذاتي ِ خود به ميزان لازم، قادر اند صدای مناسب خويش را بيرون بفرستند.»(۴۲)
در اين دوران مکرراً بر اين نظر تأکيد می شود که کيهان واحد، نظام يافته، و قاعده بندی شده ای وجود دارد که در آن قوانين طبيعت و نيروهای طبيعت به طرزی خودانگيخته و خودسامان در فعاليت اند. شکل ديگری از همين ديدگاه را در نوشته های «هيوی سنت ويکتور» (وفات ۱۱۴۱ Hugh of St. Victor) می يابيم، که جهان را همچون يک وحدت نظم پذيرفته (يونيورسيتاس universitas) درک می کند. او می نويسد، «ترتيب نظام يافتهء پديده ها از بالا تا پايين ِ شبکهء اين گيتی . . . چنان سازمان يافته است که در ميان همهء موجودات هيچ چيز در طبيعت جداـ افتاده و نامرتبط نيست.»(۴۳)
آبوت تی يه ری اهل شارتر (وفات ۱۱۵۶ Abbot Thierry of Chartres) هم مدعی است که، «به نظر می رسد که عالم را در موجوديت ِ خود دارای عللی است، و نيز اينکه عالم در يک تداوم زماني ِ پيش بينی پذير به هستی درآمده است. می توان اثبات کرد که اين هستی و اين نظم عقلانی است.» (۴۴)
به همين سان، پيتر آبه لار (وفات ۱۱۴۲ Peter Abelard) در صدد برآمد تمايز نيروهای خودانگيخته و خودسامان را در طبيعت با نيروهای الاهی توضيح دهد و هرکجا که تبيين های طبيعت گرايانه امکان پذير می بود، آن تبيين ها را [به توضيحات ديگر] ارجح می شمرد(۴۵). آبه لار می نويسد:
«شايد از ما بپرسند کدام قوای طبيعت در اين جا مؤثر واقع شده؛ نخست، پاسخ من اين است که وقتی تأثيرات معينی را به قوای طبيعت و علت های طبيعی نسبت می دهيم، منظور ما به هيچ وجه نحوهء عملی نيست که طبق آن خدا در آغاز عالم را شکل داد، يعنی هنگامی که فقط ارادهء متعال بود که در خلق پديده ها از قوای طبعيت برخوردار بود . . . پس از آن ما همچنان به بررسی و آزمون قوای طبيعت می پردازيم . . . به نحوی که شکل گيری و گسترش ِ بعدی هرچيزی که بدون دخالت معجزه روی داده، به نحو کافی توضيح داده شود.» (۴۵)
گذشته از همهء اينها، اين برداشت از جهان [طبيعي] به مثابه مکانی نظم يافته [وقانون مند] پيدايش ديدگاهی را سبب شد که طبق آن عالم به يک «ماشين» شباهت داشت، يعنی ديدگاهی که در نوشته های «هيوی سنت ويکتور» آمده؛ او می نويسد:
«از آنجا که دو [نوع] اثر در جهان وجود دارد، آنچه که خلق شده و آنچه که بازسازی شده، بايد به دو نوع عالم نيز قايل شويم: عالم نامرئی و عالم مرئی. عالم مرئی همين ماشين است؛ اين گيتی که به چشم طبيعی مشاهده می کنيم.»(۴۶)
تلقی عالم همچون يک ماشين کيهانی در عنوان يکی از رساله های علمي ِ «رابرت گروسه تست» (Robert Grosseteste) هم آمده و همين تصوير از جهان به طور مکرر در نوشته های اين عصر بازمی تابد(۴۷).
[ادامه دارد ــ آغاز انتقاد از کتاب مقدس در عصر رنسانس بر اساس عقل و منطق انساني]
پانوشته ها
۳۷- نگاه کنيد به ص ۶۰ کتاب م. چنو، در اينجا:
M. D. Chenu, Nature, Man, and Society in the Twelfth Century (Chicago: University of Chicago Press, 1968), pp. 60ff.
ــ همچنين در مورد کاربرد کلمهء لاتين «متجددان» (مدرنی / moderni) نگاه کنيد به ص ۲۲ کتاب تينا ستيفل، در اينجا:
Tina Stiefel, The Intellectual Revolution in Twelfth-Century Europe (New York: St. Martin's, 1985), p.22.
ــ همچنين نگاه کنيد به مقالهء ادوارد گرنت، در اينجا:
Edward Grant, "Science and the Medieval University," in Rebirth, Reform, and Resilience: Universities in Transition, 1300-1700, ed. James M. Kittleson and Pamela J. Transuse (Columbus: Ohio State University Press, 1984), pp. 68-102, at p. 85.
۳۸- نگاه کنيد به کتاب ريچارد والزر، در اينجا:
Richard Walzer, Greek into Arabic (Columbia: University of South Carolina Press, 1962);
ــ همچنين نگاه کنيد به کتاب اف ای پيترز، در اينجا:
F. E. Peters, Aristotle and the Arabs (New York: New York University Press, 1968);
ــ همچنين نگاه کنيد به مقاله «فلسفه» در تاريخ اسلام از کمبريج، جلد دوم، نوشتهء شلومو پاينز، در اينجا:
Shlomo Pines, "Philosophy," in The Cambridge History of Islam 2: 780-823.
ــ هرچند نقل هايی از کتاب افلاطون در نوشته های برخی از فيلسوفان عرب ديده می شود اما اشاره های مربوط به تيمائوس چنان گسسته و پراکنده اند که بايد نتيجه گرفت اين اثر افلاطون هرگز به عربی ترجمه نشده بوده است. همين نتيجه گيری را شلومو پاينز در مقدمه ای که بر کتاب ابن ميمون (مايمانيدس) نوشته ملاحظه می کنيم، نگاه کنيد به کتاب ابن ميمون، در اينجا:
Maimonides, The Guide of the Perplexed, (Chicago: University of Chicago Press, 1963), pp. xi-lxi;
ــ همچنين نگاه کنيد به دو کتاب اف ای پيترز، در اينجا:
F. E. Peters, Aristotle and the Arabs (New York: New York University Press, 1968);
F. E. Peters, Allah's Commonwealth (New York: Simon and Schuster, 1973).
۳۹- افلاطون، تيمائوس، ذکر شده در ص ۵۵ کتاب چنو، در اينجا:
Plato, The Timaeus (Jowet trans.).
ــ همچنين نگاه کنيد به ترجمهء محمدحسن لطفی از آلمانی به فارسی، دورهء آثار افلاطون، جلد سوم، (تهران: انتشارات خوارزمی، چاپ سوم، ۱۳۸۰) صص ۱۷۲۳-۱۷۲۴
۴۰- برای تأثير آن بر شعر نگاه کنيد به کتاب دبليو وذربی، در اينجا:
W. Weatherby, Platonism and Poetry in the Twelfth Century (Princeton, N.J: Princeton University Press, 1972).
۴۱- نقل شده در ص ۴۱ کتاب چنو، ذکر شده در پانوشت ۳۹.
۴۲- نقل شده در ص ۸ کتاب چنو، ذکر شده در پانوشت ۳۹.
۴۳- نقل شده در ص ۷، يادداشت ۱۰ کتاب چنو، ذکر شده در پانوشت ۳۹.
۴۴- نقل شده در مقالهء تينا ستيفل، در اينجا:
Tina Steifel, "Science, Reason, and Faith in the Twelfth Century: The Cosmologists' Attack on Tradition," Journal of European Studies 6 (1976): 4.
۴۵- نگاه کنيد به ص ۱۷ يادداشت ۳۴ در کتاب چنو، ذکر شده در پانوشت ۳۹.
۴۶- نگاه کنيد به ص ۷ يادداشت ۱۰، در کتاب چنو، ذکر شده در پانوشت ۳۹.
۴۷- بنيامين نلسون در تعدادی از مقالات خود بر همين تصوير جهان به مثابه يک ماشين در قرون وسطا تأکيد کرده است. نگاه کنيد به ويژه به صص ۱۹۰ و ۱۹۷ يادداشت ۶ در کتاب بنيامين نلسون، در اينجا:
Bejamin Nelson, On the Road to Modernity, ed. Toby Huff (Totowa, NJ: Rowman and Littlefeld, 1981).
ــ همچنين نگاه کنيد به دو کتاب لين وايت جونيور، در اينجا:
Lynn White, Jr., Machina Ex Deo (Cambridge, Mass: MIT Press, 1968).
Lynn White, Jr., Medieval Technology and Social Change (Oxford: Oxford University Press, 1962), pp. 105.
~
خبرنامه امیرکبیر: شورای دفاع از حق تحصیل در اطلاعیه ی شماره سه خود با دعوت از عموم محرومین از تحصیل، قصد گردآوری اطلاعات افرادی را که به هر دلیلی از تحصیل محروم شدهاند را دارد که در زیر متن اطلاعیه آمده است:
طرد دانشجویان منتقد از دانشگاه که به نظر جدی ترین طرح وزارت علوم برای دانشگاه هاست، امسال و با شروع سال تحصیلی وارد مرحلۀ جدیدی شده است. تنها کمی بیش از یک ماه از بازگشایی دانشگاهها گذشته، موج گسترده ای از حکم های منع موقت از تحصیل برای دانشجویان دانشگاههای اصفهان، شیراز، تربیت معلم، علامه طباطبائی، پلی تکنیک، لرستان، هرمزگان و …. به راه افتاده است. از طرف دیگر پروژه گزینش فعالان دانشجویی در آزمون کارشناسی ارشد که از دو سال پیش، با روی کار آمدن دولت مهرورز آقای احمدی نژاد کلید خورده است، امسال ادامه یافته و به نظر می رسد که برانداختن هر گونه انتقادی در دستور کار قرار دارد!
امسال همزمان با اعلام نتایج آزمون کارشناسی ارشد روشن شد که حداقل بیست تن از شرکت کنندگان در آزمون، کارنامه خود را دریافت نکرده اند. ایشان پس از مراجعه به سازمان سنجش از عدم احراز صلاحیت عمومی خود برای ادامه تحصیل مطلع شدند. در مرحله بعد تعدادی از دانشجویان که که کارنامه را دریافت کرده بودند علیرغم کسب رتبه قبولی در آزمون، در اعلام نتایج نهایی مردود شدند.
ایشان نیز در پی مراجعه به سازمان سنجش از مانع گزینش مطلع شدند. اما در مرحله سوم دانشجویانی که قصد انتخاب رشته در مرحله تکمیل ظرفیت را داشتند با قفل بودن فایل مخصوص شان مواجه شدندکه آنان نیز با مراجعه به مراجع ذیربط دریافتند که حق ادامه تحصیل ندارند. این پروژه امسال برای نخستین بار در دانشگاه آزاد نیز اعمال شده است که در نتیجه آن بسیاری از فعالان دانشجویی و دانشجویان ستاره دار سالهای پیش که قصد ادامه تحصیل در دانشگاه آزاد را داشتند، موفق به دریافت کارنامه آزمون خویش نشدند.
روشن است که آنچه در فوق آمد، نقض آشکار حقوق اولیه انسانها یعنی حق تحصیل می باشد و نتیجه سیاست های دولت به منظور کنترل و تضعیف دانشگاه و اساسأ حوزه عمومی می باشد. لذا «شورای دفاع از حق تحصیل» به عنوان مجموعه ای متشکل از دانشجویان محروم از تحصیل سراسر ایران، نظر فعالان سیاسی، اجتماعی و دانشجویی را به این موارد جلب کرده و توجه و اهتمام آنان را برای توقف این سیاست های حذفی و احقاق حق محرومان از تحصیل خواستار است.
از سویی مایه تأسف بسیار است که در همه موارد بالا، مراجع ذیربط از اعلام مکتوب و گاهی حتی شفاهی وضعیت محرومان از تحصیل سر باز زده اند. این برخورد موجب شده که برخی از محرومان از تحصیل مشکل خود را اشتباهی فنی مربوط به سایت اینترنتی یا مسایل دیگر قلمداد کرده و به این ترتیب هیچگونه پیگیری برای روشن نمودن وضعیتشان نداشته اند. از این رو و نظر به آنچه در بالا آمد شورای دفاع از حق تحصیل در نظر دارد تمامی کسانی را که بنا به دلایل مختلف، از ادامه تحصیل محروم شده اند شناسائی کند و در این راستا در نظر دارد پایگاه داده های محرومان از تحصیل را تأسیس کند. از این رو این شورا از همه کسانی که حق تحصیل شان به هر دلیلی تباه شده یا بر آن خدشه وارد شده است، دعوت می کند که اطلاعات مربوط به وضعیت محرومیت خود را در اختیار شورا قرار دهند.
اطلاعات خود را از طریق ایمیل به آدرس زیر، برای شورا ارسال کنید:
شورای دفاع از حق تحصیل
دادستان کل کشور از رییسجمهور جدید آمریکا خواست که تحریمها علیه جمهوری اسلامی را لغو کند.
خبرگزاری مهر امروز پنجشنبه به نقل از قربانعلی دری نجفآبادی اعلام کرد: «باراک اوباما میتواند با لغو تمام تحریمهای ظالمانه دولتهای قبلی علیه ایران، حسن نیت خود را به مردم ایران ثابت کند.»

قربانعلی دری نجفآبادی، دادستان کل کشور
اظهارات این مقام بلندپایه قضایی بعد از مواضع منوچهر متکی وزیر امور خارجه و حمید حاجیبابایی نماینده مجلس، سومین واکنش مقامهای ایران به پیروزی نامزد دموکراتها در انتخابات آمریکا است.
این مقامهای دولت و مجلس از اوباما خواستهاند که در سیاستهای گذشته دولتمردان آمریکایی تجدید نظر کند.
باراک اوباما چهل و چهارمین رییسجمهور آمریکا است که روز گذشته با رأی مردم این کشور به این مقام انتخاب شد و از بیستم ماه ژانویه به عنوان اولین رییسجمهور سیاهپوست، کار خود را در کاخ سفید آغاز میکند.
دادستان کل کشور همچنین گفت: «استغفار و پیشمانی از عملکرد زشت و ناپسند گذشته از سوی دولت جدید آمریکا میتواند بخشش مردم بزرگ ایران را به همراه داشته باشد.»
سخنگوی دولت نهم نیز به رییسجمهور جدید آمریکا گفت که برای ایجاد «تغییرات اساسی در بازسازی وجهه بینالمللی آمریکا» تلاش کند.
آقای الهام از باراک اوباما خواست که «به سلطهگری و تجاوز آمریکا به کشورها» پایان دهد.

باراک اوباما، رییسجمهور منتخب آمریکا (عکس: AFP)
ایران در سالهای اخیر به خاطر ادامه فعالیتهای هستهایاش از سوی آمریکا با تحریمهای جدیدی روبهرو شده است.
در ۲۹ سال گذشته که روابط دیپلماتیک دو کشور قطع شده، واشنگتن چند دور تحریم علیه ایران تصویب و به اجرا گذاشته است.
ایران همچنین از سوی شورای امنیت سازمان ملل در دو سال اخیر با سه دور تحریمهای محدود مواجه شده است.
این تحریمها برای تحت فشار قرار دادن ایران به منظور توقف فعالیتهای هستهایاش اعمال میشود.
تهران ضمن رد وجود اهداف نظامی در برنامه هستهایاش، اعلام کرده که هرگز این فعالیتهای خود را متوقف نخواهد کرد.
در همین رابطه:
روزنامه نیویورکتایمز خبر داد که مایکل کریچتون، نویسنده آمریکایی و خالق رمان مشهور پارک ژوراسیک در سن ۶۶ سالگی درگذشت.
خانواده کریچتون علت مرگ او را بیماری سرطان اعلام کردند.

در بیانیه خانواده کریچتون به مناسبت مرگ این نویسنده خلاق داستانهای علمی تخیلی آمده است: «کتابهای مایکل کریچتون برای تمام دانشجویان در هر سنی الهامبخش بود و دانشمندان را در حوزههای مختلف مورد چالش قرار می داد. او بسیاری از اسرار جهان را به شیوهای ملموس و قابل فهم برای ما بازگو کرد.»
مایکل کریچتون نویسنده بسیار موفقی بود و آثارش طرفداران زیادی داشت و تیراژ کتابهایش در جهان به ۱۵۰ میلیون نسخه رسیده است.
وی علاوه بر نویسندگی، کارگردان و تهیهکننده سریالهای تلویزیونی هم بود و مجموعه تلویزیونی مشهور و پرطرفدار «بخش اورژانس» (ER) از کارهای او به شمار میرود.
حرفه اصلی کریچتون پزشکی بود و دانش او در زمینه پزشکی و علوم به او کمک کرد تا داستانهایی بنویسد که اگرچه تخیلی بود، اما توجیه علمی روشنی داشت.
افشاگری، دنیای گمشد ه(قسمت دوم پارک ژوراسیک)، خط زمان، وضعیت ترس و کنگو از جمله رمانهایی است که از کریچتون منتشر شده است.
بسیاری از رمان های کریچتون از جمله پارک ژوراسیک، افشاگری، دنیای گمشده و کنگو به وسیله فیلمسازان سرشناسی چون استیون اسپیلبرگ، بری لوینسن، فیلیپ کافمن و ریچارد دانر به فیلم برگردانده شد.
/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:۰; mso-tstyle-colband-size:۰; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:۹۹; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:۰cm ۵.۴pt ۰cm ۵.۴pt; mso-para-margin:۰cm; mso-para-margin-bottom:.۰۰۰۱pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:۱۰.۰pt; font-family:"Calibri","sans-serif";}
زهره اسدپور از اعضای کمپین یک میلیون امضا در کمپین رشت از پذیرش در دانشگاه آزاد بازداشته شد. زهره اسد پور که در سال جاری (۱۳۸۷) در کنکور کارشناسی ارشد رشته جامعه شناسی دانشگاه آزاد شرکت کرده بود پاسخی از سوی دانشگاه مبنی بر قبولی یا عدم قبولی دریافت نکرد وبعد دریافت که از گزینش دانشگاه آزاد رد شده است. او در این باره در گفتگو با تغییر برای برابری می گوید:« هنگام اعلام نتایج پیغامی با این مضمون که اطلاعات مورد نظر یافت نشد، بر روی مونیتور آمد! با مرکز آزمون دانشگاه تماس گرفتم، اظهار بی اطلاعی کردند. دو بار اعتراضم را تنظیم کردم به آنها ارائه دادم آنها هم قول دادند طی دو هفته به من پاسخ دهند اما اکنون بعد از گذشت حدود دو ماه هنوز هیچ پاسخی نگرفته ام».
به گفته اسدپوراین نخستین سالی است که دانشگاه آزاد هم افراد را از گزینش رد می کند. او در این باره که آیا دانشجویان دیگری هم در وضعیتی مشابه با او هستند می گوید:« من از طریق دانشجویان دیگری که محروم از تحصیل شده بودند باخبر شدم که دانشگاه آزاد تعدادی از شرکت کنندگان را از گزینش رد کرده است و من هم جز آن عده هستم. تا آنجا که اطلاع دارم حدود ۱۰ نفر وضعیت مرا دارند.»
او در این باره که پاسخ دانشگاه چه بوده است می گوید:«این طور که گفته می شد گویا صلاحیت افراد از سوی وزارت اطلاعات رد شده است. از میان رد صلاحیت شدگان غیر از من باقی فعالان دانشجویی هستند. گویا چندنفر بهایی هم هستند. از قرار معلوم تنها فعال زنانی که محروم از تحصیل شده من هستم»
وی درباره اقداماتی که تاکنون انجام داده اند می گوید:« ما مدتی بنا به در خواست مسئولین دانشگاه و با امید به حل مشکل از طریق رایزنی از رسانه ای کردن این موضوع خودداری کردیم اما اکنون که به نظر می رسد مشکل ما حل نخواهد شد تصمیم گرفته ایم که مشکل مان را رسانه ای کنیم .»
تغییر برای برابری
/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:۰; mso-tstyle-colband-size:۰; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:۹۹; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:۰cm ۵.۴pt ۰cm ۵.۴pt; mso-para-margin:۰cm; mso-para-margin-bottom:.۰۰۰۱pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:۱۰.۰pt; font-family:"Calibri","sans-serif";}
ایدا سعادت -چهارشنبه ۱۵ آبان ماه، “لایحه مجازات اسلامی” درنشست مطبوعاتی کانون مدافعان حقوق بشر، با حضور وکلا و کارشناسان حقوقی و فقهی و نیز خبرنگاران داخلی و خارجی، مورد نقد و بررسی قرار گرفت. سخنرانان این نشست مطبوعاتی، شیرین عبادی رئیس کانون مدافعان حقوق بشر، دکتر نجفی ابرندآبادی، دکتر نوربهار دکتر صدیقه وسمقی و همچنین دکتر سیف زاده عضو وکلای کانون مدافعان حقوق بشر بودند که لایحه مجازات اسلامی را از منظر حقوقی و فقهی مورد بررسی قرار دادند.
شیرین عبادی: اجرای احکام ناشی از فرهنگ پدر سالار را نمی خواهیم
شیرین عبادی اولین سخنران این نشست بود که بر لزوم انجام بررسی های کارشناسانه در تدوین قوانین تاکید کرده و نقص ها و تضادهایی که در سیستم قضایی به چشم می خورد را ناشی از عدم انجام کارشناسی دقیق و لازم در این زمینه دانست. وی گفت: “فرق حرف زور با قانون در این است که قانون منطق دارد و عدالت و نظم در جامعه را مد نظر دارد. بنابراین مهترین نکته در قانون که ما همواره روی آن پافشاری کرده ایم این است که وقتی قلم به دست می گیریم و قانون می نویسیم کارشناسی شده باشد.”
رئیس کانون مدافعان حقوق بشر با اشاره به نادیده انگاشتن هویت انسانی زن در قوانین کیفری جاری گفت: “در قوانین کیفری که بعد از انقلاب تصویب شد متاسفانه زن را تبدیل به موجودی دست دوم ناتوان و ناقص العقل کردند. حال آن که این نظریه نه از جهت منطق، نه از جهت علوم جدید و نه از جهت شریعت صحیح نیست. در قانون نوشته اند ارزش جان زن نیمی از جان مرد است و سالها هم این موضوع را بررسی کردند و حالا که قانون می نویسند همچنان بر این عقیده اصرار می ورزند. سالها و سالها من و سایر زنان این مملکت سوال کردیم و گفتند شریعت اسلام است اما ثابت شد که این طور نیست و بسیاری از مجتهدین از جمله آقایان صانعی، منتظری و بجنوردی فتوا دادند. وقتی چندین مجتهد نظریه ی خلاف دارند محقق است که می شود طور دیگری هم قانون را نوشته و به آن عمل کرد . اما حالا بعد از ۲۵ سا ل علاوه بر تاکیدی که شریعت اسلام بر برابری زن و مرد دارد باز به این نتیجه رسیده اند که زن نصف مرد است و همین را در قانون می آورند. چشم مرد با چشم زن فرقی ندارد و اگر جرمی اتفاق بیفتد یک زن همان قدر می بیند که آن مرد می بیند، چطور است که قانون شهادت زن را نمی پذیرد ولی شهادت مرد را می پذیرد؟ اگر کسی ادعا کند که این شریعت است با قاطعیت می گوییم نیست و این برداشت نادرست از اسلام و ناشی از فرهنگ پدر سالار است که از سالها پیش در مشرق زمین و از جمله فرهنگ این سرزمین ریشه دارد. چطور جایی که به نفع خودمان باشد به فتوای مجتهدین گوش می کنیم اما در غیر این صورت نه؟ چرا تا به زن می رسد آن حرف باطل است و گاهی در اجتهاد ایشان هم شک کرده اند. آیا تعمد دارند؟ این تفسیر نادرست از قانون و اسلام و عدم توجه به وضعیت جامعه از کجا سرچشمه می گیرد که ما بعد از این همه سال دوباره باید قوانین روز اول را تکرار کنیم؟”
عبادی در ادامه گفت: “در جامعه ای که تعداد زنان تحصیل کرده بیش از مردان است چطور می توان گفت ارزش جان یک زن نصف جان مرد است و شهادتش در برخی از موارد قابل پذیرش و مسموع نیست. شهادت زنان در برخی از جرائم قابل پذیرش نیست و برخی استدلال می کنند که مخصوصا سخت گذاشته ایم که ثابت نشود. وقتی قرار است ثابت نشود چرا جرم انگاری کردیم؟”
دکتر نجفی: خلاء حضور جامعه شناسی کیفری در تدوین لایحه مجازات اسلامی
سخنران بعدی نشست کانون مدافعان حقوق بشر، دکتر نجفی ابرندآبادی، با اشاره به این که لایحه قانون مجازات اسلامی در طی یک سال و نیم گذشته از جنبه های مختلف مورد بررسی و نقد قرار گرفته است این لایحه را از منظر جامعه شناسی کیفری مورد بررسی قرار داد. وی گفت قانون باید در بستر جامعه بررسی و وضع شود و معیار قضاوت در خصوص جوامع امروزی قوانین آن کشورها هستند.
دکتر نجفی با اشاره به این که قوانین جزایی و کیفری در نهایت توسط ده هزار قاضی در سراسر کشور تفسیر و دریافت و اجرا می شوند و میزان انطباق قوانین کیفری با انتظارات عمومی و خواسته ها و نیازهای جامه سنجیده می شود گفت: “تنها قوانینی که همراه با کار کارشناسی وضع شوند و نظرات مخاطبین قانون را در نظر بگیرند می توانند با واقعیات جامعه انطباق داشته باشند.”
وی سپس به بازنمایی اجتماعی قوانین کیفری از جمله قانون مجازات پرداخته و به بررسی کیفرها و جرائم در این لایحه پرداخت و به برخی از مجازات های ذکر شده در این لایحه اشاره کرد: “مجازات شلاق در این لایحه هم برای قانون گذار از مجازاتهای ثابت بوده است اما باید دید شلاق تا چه اندازه تصویر اجتماعی اش با تفکر قانون گذار منطبق بوده و یا با اقبال عمومی همراه گشته است و یا دیدن صحنه ی شلاق زدن افراد تا چه اندازه موجب ارعاب یا عبرت دیگران شده است.”
او همچنین به موضوع مغفول ماندن جامعه شناسی کیفری در تعیین سن مسئولیت کیفری و بلوغ کیفری در لایحه مجازات اسلامی پرداخت و افزود: “سن مسئولیت کیفری برای دختران ۹ سال و پسران ۱۵ سال به بالا در نظر گرفته شده اما می توان از منظر جامعه شناسی کیفری این امر را بررسی کرد و برای تدوین قانون ابتدا باید پرسید که در قضاوت جامعه اطفال در این سن می توانند بزرگسال و واجد مسئولیت کیفری دانسته شوند.”
دکتر رضا نور بها: حدی که مورد وهن است چرا در قانون گنجانده می شود؟
دکتر رضا نور بهار استاد دانشگاه شهید بهشتی، سخنران بعدی نشست سخن خود را با طرح دلایل تغییر قوانین آغاز کرده و گفت: “دلایل تغییر قانون باید در علوم اجتماعی نیز مورد توجه قرار بگیرند تا روشن شود که چه عاملی موجب تغییر قانون در لایحه مجازات اسلامی شده است.” این استاد دانشگاه سپس نکات بنیادی که در این لایحه مطرح شده اند را برشمرد و گفت: “ممکن است بگویند قانون پیشین خلاء ها و اشکالاتی داشته که مقنن قصد کرده این اشکالات را برطرف کند اما من چنین اعتقادی ندارم چرا که چرا که در همین لایحه ما می بینیم که چارچوب قوانین قبلی کاملا نگه داری شده و تغییراتی کرده اما چارچوب قانون و همچنین شرایط اجتماعی در دو دهه ی اخیر به جز برخی تغییرات جزئی تغییر کلی و ماهوی نداشته است و همچنان در حال توقف و ایستایی هستیم و نه پویایی.”
دکتر نور بهار ادامه داد: “در لایحه مجازات اسلامی فعلی علت تغییر قانون تغییر دیدگاه هایی بوده که به دلیل فشارها بوده است. مقدمه توجیهی لایحه را وقتی می خوانید علاوه بر اشاره ای که برخی راهکارها شده است مبنای آن سیاست اصلاح قلمداد شده است و اصلاح مجرم و فردی کردن کیفرخواست و نیز توجه به اقدامات تامینی در کنار سایر امور را مورد اشاره قرار داده اما این قانون با این مقدمه باید ما را به سمت سیاست کیفری کاملا متعادلی پیش ببرد که چنین چیزی دیده نمی شود. “
این استاد دانشگاه علت این امر را در دیوار بلندی که بین دو مقوله کیفرهای بازدارنده و تعزیرات و همچنین حدود در مفهوم عام کلمه وجود دارد دانست و با اشاره به موضوع رجم ادامه داد: “اگر قانونی هست که موجب وهن و غیر قابل اجرا است چرا مجددا در قوانین گنجانده می شود در حالی که میتوان با استناد به فقه پویا بسیاری از این مسائل را حل کرد.”
نوربهار با تاکید بر این امر که لایحه مجازات اسلامی در بخش مربوط به تعزیرات نوآوری هایی را به همراه دارد گفت: “این نوآوری ها در بخش حدود کاملا متوقف شده است. وی همچنین به محکومیت های مالی که بنا بر این لایحه قابل حبس و توقیف نخواهند بود و همچنین تقسیم بندی جرائم در سه دسته ی جنحه، خلاف و جنایت اشاره کرده و گفت اگر جرائم تقسیم می شوند باید کیفرها را نیز بر همین مبنا تقسیم بندی کنند و ارفاقاتی از جمله تخفیف کیفر، آزادی مشروط در مورد افرادی است که کیفر آنها تعزیری و بازدارنده باشد و در مورد کیفرهای حدودی این ارفاق در نظر گرفته نشده است. وی همچنین ۹۷ درصد قوانین این لایحه را بازدارنده دانست.”
دکتر نوربهار در پایان گفت این قانون با عدالت انطباق ندارد و باید دید هدف قانون اجرای عدالت است و یا تربیت و بازگشت افراد به جامعه؟
دکتر صدیقه وسمقی: قانون باید با عرف و زمان انطباق داشته باشد
دکتر صدیقه وسمقی استاد دانشگاه و عضو هیأت علمی دانشگاه تهران سخنران دیگر این نشست بود که لایحه مجازات اسلامی را از منظر فقهی نقد و بررسی کرد و تاکید کرد این لایحه به خصوص در بخش مربوط به مجازات اسلامی واجد تغییرات شکلی و نه ماهوی است. وسمقی به مواد مربوط به سن مسئولیت کیفری که سن بلوغ در نظر گرفته شده است اشاره کرد: “با این که تحت تاثیر کنوانسیون حقوق کودک سن ۱۸ سال ذکر شده اما در موارد متعدد این لایحه می بنیم که حدود و قصاص متوجه آنان است مجازات هایی مثل سنگسار و قطع دست و پا و مجازات اعدام برای ارتداد که ارتباطی با شرایط فعلی جامعه ما ندارند همچنان در این لایحه وجود دارند.”
وی با تاکید بر نابرابری زن و مرد در قانون مصادیق این نابرابری ها را نه تنها در قانون مجازات اسلامی بلکه در قانون مدنی بارز