این گزارش، مروری است بر کنفرانسی تحت عنوان «کاری به روال معمول؟ رژیم ایران، جهاد مقدس علیه اسراییل و غرب و واکنش آلمانیها» که در ماه مه ۲۰۰۸ در شهر برلین برگزار شد. در ادامه بخش دوم و پایانی این گزارش را میخوانید.
یادآوری این نکته لازم است که نظرات منتشره در این گزارش، دیدگاههای اشخاص و گروههای شرکتکننده در این کنفرانس است و انتشار آنها تنها برای اطلاعرسانی و آگاهی مخاطبان از طرز تفکر این طیف است و بازتاب نظرات رادیو زمانه نیست.

پاتریک کلاوسون
اسراییل به سوی اقدامی پیشگیرانه خواهد رفت
در پلنوم «جنگ مقدس علیه اسراییل و غرب» یوسی ملمان15 (Yossi Melman) روزنامهنگار، پاتریک کلاوسون16 (Patrick Clowsen) کارشناس خاورمیانه از آمریکا و الکساندر ریتسمن17 (Alexander Ritzmann) متخصص علوم سیاسی رشته سخن را پی گرفتند.
ریتسمن که در ضمن از یاران قدیمی و نزدیک محفل وابسته به نومحافظهکاران آمریکایی در بروکسل18 (European Foundation for Democracy) هم هست، تأکید کرد که خطر اسلام در قلب آلمان پرورش داده میشود. حزبالله لبنان دفاتر زیادی در آلمان دارد که از آن جملهاند مرکز اسلامی هامبورگ، مرکز امام مهدی در مونستر و انجمنی تحت عنوان «پروژه کودکان یتیم در لبنان» که در آلمان کمکهای مالی برای مقاصد حزبالله جمعآوری میکند و از سوی «مالیاتدهندگان آلمانی» تغذیه مالی میشود.
او گزارشهای ضد اسراییلی المنار، فرستنده تلویزیونی حزبالله را به شدت محکوم کرد و این فرستنده را مسئول رشد ۱۲ درصدی اعضای حزبالله در آلمان بین سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ دانست. المنار از کلیه ماهوارههای موجود در اروپا فیلتر شده و تنها از طریق یک شبکه هنوز قابل دریافت است.
ریتسمن خاطرنشان ساخت که بر خلاف ادعای وزارت داخله آلمان مبنی بر این که خطر مشخصی از سوی این دستهجات کشور را تهدید نمیکند، ایران قادر است هر لحظه که اراده کند، گروههای حزبالله را در چهارچوب مقاصد سیاسی خود در آلمان فعال کند.
او در جواب پرسش یکی از شرکتکنندگان گفت که مواد منفجره اتمی پس از فروپاشی شوروی در تمام منطقه پخش شدهاند و او اطمینان دارد که همین الان گروههای حزبالله مجهز به این مواد منفجره هستند و میتوانند در اروپا به حملههای اتمی تروریستی دست بزنند و اگر تا به حال چنین اقدامی نکردهاند، تنها به این دلیل استراتژیک است که زمان را مناسب تشخیص ندادهاند.
به اعتقاد او، تمام سیاستمداران آلمانی اطمینان دارند که ایران خطر بزرگی برای اسراییل است؛ حال این وظیفه ایشان است که برای اروپاییها روشن کنند که ایران خطری برای تمام اروپا و جهان است6.
مِلمان، کارشناس امور امنیتی - نظامی و روزنامهنگار اسراییلی با سبک و سیاقی مشابه، نسبت به خطر یک «ایرانِ دیوانه» که در سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ مجهز به سلاح اتمی خواهد بود، هشدار داد و تأکید کرد که در صورت شکست دیپلماسی، باید به اقدام نظامی رو آورد.
این چیزی است که تمام سیاستمداران اسراییل اعلام کردهاند. همان طور که دکترین بگین در ارتباط با حمله نظامی به تجهیزات هستهای عراق در اوسیراک در سال ۱۹۸۱ به اجرا درآمد، کشور او در یکی دو سال آینده در برابر ایران نیز دست به یک اقدام نظامی پیشگیرانه خواهد زد.
او تأکید کرد که «اسراییل قطعاً دست به چنین اقدامی خواهد زد» ولی نه آن طور که موریس پیشنهاد میکند با سلاح اتمی، بلکه با سلاحهای سنتی که برای رسیدن به هدف کافی است6.
کلاوسون، نایبرییس بخش پژوهش در مؤسسه وینپ واشنگتن19 (Washington Institute for Near East Policy-WINEP) از سرشناسترین مهمانان خارجی این کنفرانس بود. کلاوسون گفت که علاوه بر اعمال فشارهای اقتصادی، لازم است تدابیر امنیتی و سیاسی هم اتخاذ شوند تا امنیت در کشورهای همسایه نیز برقرار شود و در مناطقی دور از دسترس ایران در خلیج فارس، با ایجاد خط لولههای نفتی، اجبار ترانزیت نفت از تنگه هرمز تقلیل داده شود20 و [21].
برای فشار اقتصادی به ایران، بهترین سلاح در دست آلمان است که هم قادر است به فشار اقتصادی مستقیم علیه ایران اقدام کند و هم به خاطر روابطی که با روسیه دارد، به طور غیرمستقیم. از نظر او با اعمال اهرمهای مختلف فشار باید ایران را «مجبور به انتخاب» کرد6.

الکساندر ریتس من
راه حل، زبان شلاق است
در پودیوم ماقبل نهایی که اداره آن را مجید ستار، دبیر سیاسی عراقیالاصل در تحریریه روزنامه فرانکفورتر آلگماینه عهدهدار بود، موضوع بحث «ایران و اروپا: دیالوگ و تقابل» تعیین شده بود. ساول زینگر22 (Saul Singer) مفسر سیاسی در روزنامه اورشلیمپست سخنان خود را تحت عنوان «آیا اروپا اسراییل را به جنگ میکشاند؟» ارائه داد.
زینگر که پیش از آن در پرسشی از پودیوم اصطلاح «برنامه جنگ اتمی ایران» را استفاده کرده بود، از این کنفرانس به خاطر «آغازگر گرایش تازه چپهای ضد فاشیسم» تمجید کرد. او ادعا کرد که نرمش و مدارا کردن اروپاییها با ایران، ناچار پای اسراییل را به جنگ میکشاند.
این روزنامهنگار با اشاره به اظهارات رییسجمهور ایران درباره اسراییل درخواست کرد که احمدینژاد بر اساس کنوانسیون ملل متحد در رابطه با پیشگیری و جریمه جنایتهای جنگی مورد پیگرد قانونی قرار گیرد. بر طبق بند ۳ - ج این کنوانسیون، «جنایت جنگی مستقیم و برافروختن عمومی به چنین جنایاتی» قابل پیگیری و جریمه هستند.
زینگر معتقد است که مشکل اصلی، برنامه هستهای ایران نیست؛ بلکه صرفاً وجود حکومت حاکم بر ایران است و غرب میتواند و باید اقدامی کند؛ چرا که «مشروعیت جهانی را به دست آورده است6.»
سخنران بعدی برونو شیرا (Bruno Schirra) روزنامهنگار آلمانی مؤلف کتاب «ایران، ماده منفجره برای اروپا23» در سخنرانی خود با عنوان «سیاست آلمان در قبال اسلامیسم: حسابگری یا اطاعت زودرس؟» به صراحت مطرح کرد که در برابر «سیستم فاشیستی- روحانی» ایران تنها راه موجود، «زبان شلاق» است.
او گفت که این حکومت، یک تروریست دولتی است و بدیهی است سلاحهای اتمی را برای اعمال فشار و تهدید اروپا و غرب نیاز دارد و از یک مقام بلندپایه دولتی ایران شنیده است که در صورت اعمال تحریم اقتصادی یا خدای نکرده حمله نظامی به ایران، چگونه جواب اروپاییها را با حملات تروریستی خواهند داد و این بیان واقعی همان ترسی است که ما در اروپا داریم.
وی افزود: با این وجود دولتها در اینجا دست روی دست میگذارند و اقدامی نمیکنند و سیاست شیرینی و حلوای خود را ادامه میدهند.
از نظر او، بمباران ایران تنها قادر است برنامه اتمی ایران را مدت پنج تا ۱۰ سال به تعویق اندازد. پس از آن باید با ایرانِ مجهز به اتم زندگی کرد6.

کیوان کابلی
جبهه تازه ضد فاشیستی در برابر هیتلر تازه
در پودیوم نهایی «ضرورت یک نیروی ضدفاشیستی تازه» مورد بحث قرار گرفت. جفری هِرف24 (Jeffrey Herf) استاد تاریخ در دانشگاه مریلند آمریکا پایه بحث شبانه کنفرانس را با مقایسه احمدینژاد با بنلادن و هیتلر گذارد و گفت که «ضد یهودیت فناتیک» یک فناتیسم ایدئولوژیک است که نمیتوان آن را دست کم گرفت6.
پس از آن کیوان کابلی سخنگوی حزب سبزهای ایران که مرکز آن درلوس آنجلس است، رشته سخن را پی گرفت. از نظر او در حکومت تهران یک «جوهر فاشیستی» موجود است که تهدید آن برای دنیا نه برای چند سال آتی، بلکه همین الان مطرح است.
روحانیان خود را مجهز به سلاح هستهای میکنند تا با محو اسراییل از نقشه جغرافیایی آغاز کنند. او این تهدید را با گرایش گرمای زمین مقایسه کرد و از «برنامه گسترش منطقهای» ایران گزارش داد که در آن، عراق، سکوی پرتابی برای اجرای طرح نابودی اسراییل است.
او ادامه داد که «حکومت آخوندی - فاشیستی تهران» در صدد است «دنیا را اسلامیزه کند» و برای این کار لازم نیست در اروپا سرباز پیاده کند. «اشتباه نکنید! سربازان آنها همین حالا در خاک اروپا حضور دارند» و در برابر چنین اوضاعی سیاست نرم و مداراجویانه اروپاییان برای «قراردادهای آبدار» در برابر ایران، باعث «شرمساری» است.
کابلی از نیروهای اپوزیسیون ایرانی خواست که حمایت خود را از اسراییل اعلام کنند. او تنها راه چاره را در تشکیل جبهه جهانی ضد فاشیستی میداند6.
با سخنان توماس فون دِر اُستن زاکِن (Thomas von der Osten-Sacken) کنفرانس به اوج میرسد. مدیر سازمان غیر دولتی وادی25 (Wadi e.V) که در شمال عراق فعالیت میکند، از همان ابتدای سخن روشن و واضح توضیح داد که «اسلام - نازیسم» شباهت زیادی به ناسیونال سوسیالیسم آلمان دارد و وجود یک نیروی ضد فاشیسم در برابر آن الزامی است؛ برای آن که «تو دهن این اسلام - نازی بکوبد؛ بگیرد؛ ببندد و بکشد.» این سخنان تشویق شدید حضار را به همراه داشت.
او در ادامه با حرارت توضیح میدهد که ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، در حال جنگیم و به عنوان یک ضد فاشیست باید «جنگید» البته نه فقط نظامی؛ اما چنین جنگی را باید جدی گرفت. مانند سالهای دهه ۳۰ و ۴۰ بایستی مقابله با دیکتاتور، تبدیل به یک مشی همگانی شود.
فون دِر آَستن زاکِن که روزنامهنگار و از رهبران گروه موسوم به چپهای ضد آلمانی هم هست، برنامهای برای دموکراتیزه کردن خاور نزدیک ارائه داده است؛ منطقهای که او «سالهاست خوب میشناسد.»
از نکات مهم این برنامه، سکولاریزه کردن دولتها، و ایجاد «نظام قانونمند» تغییر «ساختار اقتصادی» در منطقه و ایجاد فدرالیسم به جای ناسیونالیسم، که در آن آماجهای استقلالطلبانه کردها هم جایی داشته باشد؛ همین طور بر ضد «آپارتاید جنسی» و بر ضد ایران و سوریه. این نکات برنامهای با ارائه نگاه ویژهای از وضعیت عراق در لحظه کنونی تکمیل میشود.
از نظر او، کشورهایی نظیر عراق «از درون آنچنان فاسد و تخریب شدهاند» که کافی است «کمی کَرک آنها را بکشید» تا تبدیل به جنگی بیمحابا شود. در مجموع او مخالف یک منطقه خالی از سلاحهای اتمی است و معتقد است که اسراییل میبایستی تنها قدرت اتمی منطقه خاورمیانه باقی بماند.
فون دِر اُستن زاکِن در خاتمه از «رؤیاهایش» برای آینده خاورمیانه میگوید. از این که روزی برسد که بدون کنترلهای مرزی با یک قطار اینترسیتی از تلآویو و بغداد به تهران سفر کند؛ در آن جا به دیسکو برود؛ ویسکی بنوشد و در زیر آفتاب خلیج فارس برنزه شود6 و [26].

توماس فون در اَستِن زاکِن
گزیدهای از سخنان برودل
هنریک اِم برودل27 (Henryk M. Brodel) روزنامهنگار ومبتکر وبلاگ «محور نیکیها28» (Achse der Guten) آخرین سخنران این مراسم، با اشاره به این که دیگر سخنرانان گفتنیها را گفتهاند، با تأیید آرزوی سخنران قبلی، به نقل از یک دوست روزنامهنگار فلسطینی گفت: «بحث ما اشغال نیست؛ بلکه دختران در ساحلاند!»
نویسنده کتاب پرفروش «هورا، تسلیم میشویم!» که در آن غربیها را متهم میکند که در برابر اسلامیستها کرنش کرده و تسلیم شدهاند، با این سخن به یک توازی تاریخی اشاره میکند و معتقد است که اوضاع همانند دهه ۳۰ «وحشتناک و ددمنشانه» است. او با اشاره به ناسیونال سوسیالیسم گفت که موضوع ایران «برای ما امری آشناست.»
برودِل برای تشریح ادعاهایش به مطالب روزنامههای سال ۲۰۰۶ درباره نزاع ایران اشاره کرد که از محتوای آنها این طور بر میآید که اروپا با شکیبایی خاص خود، بستههای جذاب و مشوق به ایران پیشنهاد میکند. ایران پس از یک بررسی طولانیمدت، آنها را رد و به اولتیماتومهای غرب مکرراً بیمحلی میکند.
برودِل به نقل از احمدینژاد گفت که «اروپاییها احمق هستند» و اضافه کرد که ظاهراً رییسجمهور ایران در این مورد حق دارد.
او سپس به بررسی عملکرد گروه عکاسی کارگران29 (Arbeiterfotografie) پرداخت. گروهی که با اقدام آنها، مرکز ملی آموزشهای سیاسی (Bundeszentrale für politische Bildung - bbp) اداره ترجمه اسناد مجلس را وادار به بررسی دوباره ترجمه جملات بحثانگیز احمدینژاد در مورد اسراییل کرده بود. (استناد این گروه به سخنان احمدینژاد است که در آن «محو اسراییل از صحنه روزگار»، «محو اسراییل از نقشه جغرافیا» ترجمه شده بود.)
برودِل گروه عکاسی کارگران را با کلماتی مثل «پرولتاریای لومپن»، «نابودگر»، «یاوهسرا»، «ولگرد»، «اوباش»، «جیرهخوار» و«کلهپوک» مخاطب قرار داد و توضیح داد که البته مشکل بحث راهافتاده توسط این گروه «احمق» در سایت اینترنتی مرکز ملی به راحتی حل شد.
در خاتمه صحبت برودِل اشارهای به مصاحبههای پروفسور اودو اِشتاین باخ (Udo Steinbach) مدیر باسابقه مؤسسه شرقشناسی آلمان با برنامه آلمانی صدا و سیمای ایران کرد و مدعی شد که او خود را «به کام شیر» انداخته و به «همکاری» با یکی از «ارکان استبداد» حکومت ایران دست زده و مصاحبههایی «شنیع» و «ناشنیدنی» انجام داده و باید در این رابطه جوابگو باشد6.

هِنریک اِم برودِل
آموزشی از آشویتس: در مواردی استثنایی ضروری است حقوق بشر را زیر پا گذاشت
در دور پایانی بحث تاریخشناس هِرف خواستار ایجاد یک آتلانتیسم جدید شد. این پیمان آتلانتیکی بایستی «جنگی طولانیمدت در برابر اسلام رادیکال» به پیش ببرد. او اطمینان دارد چنانچه «ایالات متحده پای خود را از جهان کنار بکشد» خطرهای به مراتب بزرگتری متوجه اروپا خواهد بود.
برودِل در رابطه با قیاس تاریخی خود این نکته را هم افزود که تفاوتی اساسی بین سال ۲۰۰۸ با سالهای ۴۰ - ۱۹۳۹ وجود دارد. در زمان و مکان امروزی ما دیگر چرچیلی وجود ندارد که به محض به بنبست رسیدن مذاکرات، بلافاصله دست به اقدام بزند. البته «تصور جنگ» برای او «وحشتآور» است؛ ولی این امکان جایز نیست به فراموشی سپرده شود.
فون دِر آَستن زاکِن گفت که بخش بزرگی از مردم ایران طرفدار «رهایی» است. او تأکید کرد که ما در «وضعیتی استثنایی» به سر میبریم. از آشویتس آموختهایم که «در برخی شرایط باید دست به خشونت زد و حقوق بشر را زیر پا گذاشت.»
در خاتمه کابلی سیاست امثال یوشکا فیشر و حزب سبزها را که در برابر ایران «دیالوگ انتقادی» در پیش گرفته بودند، مسئول بقای «حکومت فاشیستی ایران» دانست و از تمام گروهها، سازمانها و شخصیتها، چه دموکراتیک و چه غیردموکراتیک، دعوت کرد که به «جبهه ضدفاشیستی» ملحق شوند6.
چند روز پس از این کنفرانس در دانشگاه وین هم مراسم مشابهی برگزار شد که توسط جمعیتی با نام «جلوی بمب را بگیرید - اتحاد برای مقابله با برنامههای نابودکننده ایران» سازماندهی شده بود30.
گودرون هارِر(Gudrun Harrer) روزنامهنگار اتریشی با توجه به محتواهای سخنرانیهای ارائه شده به این نتیجه میرسد که این دو از جمله اقدامات هدفمند لابی اسراییل و تلاشهایی برای رساندن پیامهای کنفرانس به گوش سیاستمداران اروپایی، به ویژه خانم مرکل صدراعظم آلمان بوده است.
منابع:
۱- SPME MISSION
۲- The Latest on Campus
۳- [www.globalresearch.ca]گزارشی هم به زبانهای انگلیسی و آلمانی از این کنفرانس توسط آقای علی فتحاللهنژاد منشر شده است. این جوان ایرانیالاصل متولد ۱۹۸۱ است و در رشتههای علوم سیاسی و حقوق و اقتصاد در فرانسه، آلمان و هلند تحصیل کرده و پژوهشهای فراوانی در زمینه روابط و سیاستهای بینالمللی، به ویژه مسأله خاورمیانه و بحران روابط ایران و آمریکا انجام داده که اکثر آنها به زبانهای انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، ایتالیایی و فارسی منتشر شدهاند. او از سال ۲۰۰۸ در رشته جامعهشناسی در دانشگاه مونستر آلمان به کار دکترا مشغول است و در نظر دارد از سپتامبر همین سال تز دکترای جدیدی درباره روابط بینالملل در دانشگاه لندن آغاز کند. او از بانیان «جمعیت ایرانیان برای صلح» در آلمان است.
۴- Norman Finkelstein
۵- Tony Judt
۶- در سایت برگزارکننده کنفرانس میتوانید نوار این سخنرانی را به زبان آلمانی گوش کنید
۷- مصاحبه مناشه امیر با رادیو مولتی کولتی در سایت
۸- Benny Morris
۹- Paulo Casaca
۱۰- Matthias Küntzel
۱۱- Alan Posener
۱۲- SWP
۱۳- به گزارش روزنامه یهودی از سمینار توجه کنید.
۱۴- در سایتی تحت عنوان «محور نیکیها» (در برابر «محور شرارت ها»ی جرج بوش) که مبتکر آن برودل (از شرکتکنندگان این کنفرانس) است، خانم امیر صدقی مطلبی به زبان آلمانی نگاشته که در اینجا میتوانید بخوانید.
۱۵- Yossi Melman - Wikipedia
۱۶- Expert Biography: Patrick Clawson
۱۷- Zur Person: Politikberater Alexander Ritzmann - Nachrichten Politik - WELT ONLINE
۱۸- European Foundation for Democracy
۱۹- The Washington Institute for Near East Policy - Insight and Analysis on U.S. Middle East Policy
۲۰- Getting Ready for a Nuclear-Ready Iran
۲۱- The Last Resort: Consequences of Preventive Military Action against Iran
۲۲- Saul Singer Biography
۲۳- Iran - Sprengstoff für Europa
۲۴- jeffrey Herf - Wikipedia
۲۵- WADI e.V. Verband für Krisenhilfe und solidarische Entwicklungszusammenarbeit
۲۶- Warum ich für den Krieg bin
۲۷- Henryk M. Broder - Wikipedia
۲۸- Die Achse des Guten
۲۹- Kein Krieg! No war!
۳۰- Die iranische Bedrohung, Israels Existenzkampf und die europäischen Reaktionen
بخش نخست:
•
منطق جنگطلبان