146929 عناوین (146929 خوانده نشده) در 44 فیدها
Newspapers
1251 خوانده نشده
NewsAgences
120480 خوانده نشده
Radios
13967 خوانده نشده
NewsSites
5706 خوانده نشده
Reviews
5208 خوانده نشده
Weblogs
317 خوانده نشده
947 خوانده نشده
در پی اعمال تحریم های تازه از سوی اتحادیه اروپا بر ایران، علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی با عباراتی تند به غرب هشدار داده است که اگر روش کنونی خود را ادامه دهد به زودی مقابل "عمل انجام شده" قرار خواهد گرفت.
شفاف ترین اخطار علی لاریجانی در قالب اشاره او به سخنان اخیر محمد برادعی مدیر آژانس بین المللی انرژی اتمی درباره ایران مطرح شد.
وی به غربی ها گفت که باید هشدار محمد برادعی را جدی بگیرند.
هرچند وی نگفت به کدام سخن برادعی اشاره دارد اما رئیس آژانس اتمی روز هفتم ژوئن در گفتگو با یک نشریه آلمانی اظهار نظر کرده بود که "ایران درحال فرستادن این پیام به همه جهان است که ما می توانیم در آینده نسبتا نزدیک بمب (اتمی) بسازیم."
از دیروز که مرحله نیمه نهایی مسابقات فوتبال جام ملت های اروپا برگزار می شود، حال و هوای ویمبلدون عوض شده و حواس ها بیشتر متوجه فوتبال است.
به مردم که نگاه می کنی یکی در میان بلوز تیم های اسپانیا، روسیه و آلمان تنشان است. بیچاره ترکها که یا به تنیس علاقه ندارند و به ویمبلدون نمی آیند یا این که اگر هم می آیند، بلوز ندارند. پرچم هم فراوان است. البته چون بازیکن تنیس از این سه کشور در ویمبلدون کم نیستند، می شود گفت که پرچم برای آنان است اما بلوز فوتبال با شماره و اسم بازیکنان تیم ملی فوتبال دیگر ربطی به تنیس ندارد.
این حال و هوا فقط مربوط به مردم نیست. اتاق خبرنگاران که معمولا هر شب تا ساعت هشت و نه که هنوز هوا روشن است و بازی ادامه دارد، از جمعیت موج می زند، دیشب ساعت هفت سوت و کور شده بود و غیر از من پشه هم در آن پر نمی زد، آن هم به این خاطر که من منزلم نزدیک ویمبلدون است و می توانستم کمی بیشتر بمانم. اما من هم چند دقیقه بعد رفتم که به فوتبال آلمان و ترکیه برسم.
هم زمان بوریس بکر قهرمان پیشین ویمبلدون که آلمانی است و هرسال در جریان ویمبلدون با تلویزیون بی بی سی همکاری می کند با علامت مخصوص تیم ملی فوتبال آلمان در تلویزیون ظاهر شد و تحلیل خود را با عجله پایان داد تا به فوتبال برسد. بوریس که قبل از تنیس باز شدن فوتبال بازی می کرد و دروازه بان بود و حالا هم جزو هیات مدیره باشگاه بایرن مونیخ است، حتما امروز خیلی خوشحال است که تیم کشورش دقیقه ۹۰ ترکیه را شکست داد.
در میان مطالعات و پژوهشهای ایرانی، مطالعات مربوط به دوران قاجار اهمیت ويژهای دارد. بسیاری بر این باورند که کلید درک برخی از جنبههای وضعیت امروز را میتوان در تحولات مختلف دوره قاجار یافت.
«جنگ و صلح در ایران دوران قاجاریه» نام کتابی است که چندی پیش با ویراستاری رکسانه فرمانفرماییان منتشر شده است. کتاب مجموعهای است مقالات گوناگون پیرامون تاریخ پر تنش دوران قاجار و روابط آن با قدرتهای بزرگ. فصلها و مقالات کتاب، نوشته محققانی گوناگونی است از جمله: منصوره اتحادیه، پیتر آوری، علی قیصری، استفانی کرونین و منوچهر اسکندری قاجار.
از میان فصلها و مباحث مطرح شده در کتاب میتوان به این موضوعات اشاره کرد: سیاستورزی در شرایط اضطراری اوایل قاجاریه، تاسیس ارتش نوین و اصلاحات نظامی، جنگهای ایرانیان و ترکها (عثمانی)، جنگ هرات، تثبیت مرزهای ایران بر کرانههای خلیج فارس در قرن نوزدهم، محدود شدن مرزها، امنیت و ناامنی در شرایط اجتماعی سیاسی ایران، تجارت و سفر و همچنین سیاست اعطای امتیازهای انحصاری.
قاجارها میبایست در دورهای پرتنش و در متن روابط بینالمللی بسیار حساس که قدرتهای بزرگ دوران خود در آن دخیل بودند، حکومت می کردند. جایی که بازیگران عمده آن عثمانی، روسیه، بریتانیا و فرانسه بودند.
قاجارها را همواره به سبب از دست دادن بخش هایی از «ممالک محروسه» ایران و ضعف در برابر قدرتهای خارجی نکوهش کردهاند و دلیل آن را بیکفایتی شاهان، حرص و طمع و فساد آنان برشمردهاند. دلایلی که از دید شاهدان غیر ایرانی، یعنی دیپلماتها، سیاحان و جهانگردان اروپایی، وابستگان نظامی و بازرگانانی که به ایران رفت و آمد داشتند نیز ذکر شده است.
اما کتاب، در برخی از بخشها و فصول خود روایت غالبی را که تاکنون از قاجارها وجود داشته، مورد بازنگری و تجدیدنظر قرار میدهد. از جمله سعی میکند شرایط عقد قراردادهایی مانند ترکمانچای - که باعث از دست رفتن بخش وسیعی از ایران شد- را مجدداً بررسی کرده و گزینههای پیش روی حکومت تهران را در زمان خودش بسنجد.

روی جلد کتاب
گزینههایی مانند سبک سنگین کردن میان برد و باخت. این فصل از کتاب این نکته را مطرح میکند که پاسخ فتحعلی شاه به تغییر رابطه قدرت میان روسیه، بریتانیا و فرانسه و نیاز شاه ایران به حفظ کنترل خود بر اوضاع داخلی، نیازمند بازاندیشی است.
قاجارها ناچار بودند میان قدرتهای بزرگ روزگار خویش، مدام در حال سنجش موقعیت و یا تغییر جهت باشند تا بتوانند کنترل امور را حفظ کنند. طبیعی است که بازیگران اصلی ترجیح میدادند با ایرانی نرمخوتر و قابل کنترلتر رو به رو باشند.
نحوه سلوک و رفتار قاجارها با دولت های خارجی، سرانجام کشور را به جایی رساند که در اوایل قرن بیستم مقدمات تعویض حکومت آنان فراهم شد، بدون آنکه آنان در میان محافل جهانی حامی یا پشتیبانی جدی داشته باشند. شاهد این تنهایی، کنفرانس صلح پاریس ذکر شده است که موضوعش بازاندیشی نسبت به وضعیت خاورمیانه بود و در آن میان، قاجارها پشتیبانی نداشتند.
رکسانه فرمانفرماییان از سوی دیگر بر این نکته انگشت میگذارد که قاجارها و تاریخ آنها با روی کار آمدن سلسله پهلوی دچار غفلت و فراموشی نسبی شد. از این رو عرصه مطالعات قاجاری همچنان عرصهای است که پژوهشگران مختلف میتوانند در آن وارد شوند و نکات جدیدی را کشف کنند.
او برآن است که در بیست سال گذشته، با دستیابی به منابع جدیدتر و همچنین تفسیر مجدد آن چه که تا پیش از این روایت شده بود، این مطالعات رونق نسبی بیشتری گرفته است. یافته های جدیدی که او به آن اشاره میکند، نه فقط از میان اسناد و مدارک داخل ایران، بلکه بخشی از آنها برمبنای اسنادی است که در روسیه و گرجستان بازشناسی شدهاند.
از دیگر بحثهای اصلی که در کتاب به آن پرداخته شده، بحث اعطای امتیازهای انحصاری و ارتباط آن با بحران اقتصادی و کمبود منابع مالی در دوران قاجار است. نویسنده، این بحران را محصول عوامل مختلفی میداند. یکی از این عوامل، تحمیل بهرههای مالی سنگین در عهدنامههای گلستان و ترکمانچای و عامل دیگر جابهجایی آهسته مسیر اصلی تجارت از ایران است.
نکته سوم در این میان، افت ارزش نقره است. نقره که مبنای اصلی پول رایج ایران بود، در بازارهای جهانی ارزش خود را از دست داد و کشورهای دیگر، پشتوانه اصلی خود را از نقره به طلا تغییر دادند و در این میان پشتوانه پولی ایران، بسیار تضعیف شد.
پیش از اکتشاف نفت، منبع اصلی درآمد ایران در دوران قاجاریه از راه بازرگانی بود. یعنی یا عواید حاصل از فروش محصولات ایران و یا اخذ گمرکات و دیگر خدمات مربوط به تجارت و واردات و صادرات. اما جابهجایی شاهراه اصلی تجارت، خواه بر اثر عوامل سیاسی و تمهیدات قدرتهای بزرگ و خواه بر اثر پدید آمدن فن آوریها و تکنولوژیهای جدید که تجارت دریایی و زمینی را آسانتر میکرد، باعث کاهش شدید عواید ایران شد.
در این شرایط ناصرالدین شاه سفرهای اروپایی خود را به منظور مشاهده روشها و راهکارهای صنعتی شدن در غرب آغاز کرد و البته در راه این سفرها امتیازهایی انحصاری را به برخی کمپانیهای بزرگ اعطا کرد، مانند امتیاز انحصاری تنباکو.
کتاب با بررسی شرایط اقتصادی دشوار و ناامید کننده ایران در آن دوران، ضمن آگاهی نسبت به خطاهای فاحش پادشاه قاجار، به محذورات و تنگناهای شدید اقتصادی در آن دوران که باعث اعطای امتیازات انحصاری شد نیز اشاره میکند. تمهیدی که شاید، بنابر عقیده نویسنده، در چشم پادشاه قاجار راهی برای پیوستن به جریان تجارت جهانی در مقیاس روزگار خود بوده باشد.
در پایان، کتاب این نکته را مطرح میکند که موقعیت ويژه و ژئوپلیتیک ایران و همچنین نیاز آن به حفظ مرزها و منابعش از دوران قاجار تاکنون، به نوع خاصی از سیاست خارجی و هویت ایرانی شکل داده است. عواملی که بنابر اظهار نظر ویراستار این مجموعه، باید پیش از هرنوع قضاوتی در مورد قاجاریه به خوبی آنها را مطالعه کرد.
مشخصات کتاب:
War and Peace in Qajar Persia; Implications Past and Present, Edited by: Roxane Farmanfarmaian, Routledge, UK, January 2008.
این هفته ذهنم مشغول پایتخت جهانی کتاب بود. میدانید که با ابتکار کمیسیون ملی هر سال یک شهر به عنوان پایتخت جهانی کتاب برگزیده میشود و تا کنون ده شهر جهان را به عنوان پایتخت جهانی کتاب معرفی کردند.
مادرید، مقدونیه، دهلی نو، انتو، مونترآل، تورین، بوگوتا، آمستردام و بیروت. یکی از مسئولان وزارت ارشاد گفته ما هیچ نامهای از سازمان جهانی یونسکو برای اینکه تهران پایتخت جهانی کتاب نامیده بشود دریافت نکردیم. زنگی و نام کافور مصداق همین جا است. بگذریم. برویم سروقت نامههای این هفته.
من در رادیو زمانه یک برنامه جدید تهیه میکنم با عنوان «همین گفتگوی ساده» هفته پیش در این برنامه گفتگویی داشتم با پروفسور محسن مسرت درباره انرژی در ایران.
بحث ما محدود کردن انرژی هستهای در جهان و بویژه ایران بود که دوستی به نام بهنام پای این مطلب اتمی برای من نوشته:
سلام جای شگفت است که جناب معروفی در این چند هفته هیچ اشارهای، هیچ سخنی و هیچ مقالهای به مناسبت فوت استاد ابراهیمی در برنامهشان یادآور نشدند. امیدوارم سخنم را بر جایگاه گفته باشم. با سپاس، بهنام.
پیش از اینها شنیده و دیده بودم که کسانی میگفتند چرا درباره فلان موضوع نوشتی یا درمورد فلان آدم حرفی زدی. اما اینکه کسی بپرسد چرا درباره فلان آدم چیزی ننوشتی برای من پدیده جالبی است.
بهتر است که به دوستمان آقای بهنام بگویم بگذارید ما خودمان انتخاب کنیم که چه بنویسیم و درباره کی بنویسیم و چه ننویسیم. یا به زبان دیگر نویسنده آزاد است هرچه دلش میخواهد یا درباره هر چیز و هرکس که دوست دارد بنویسد. خواننده هم حق دارد به آن نوشته انتقاد بکند.
«هفتاد ثانیه با چهرهها» عنوان یکی دیگر از برنامههایی است که من در رادیو زمانه تهیه میکنم. در این برنامه من با چهرههای فرهنگی، ادبی، سیاسی، ورزشی، علمی و اجتماعی چند پرسش کوتاه مطرح میکنم. ایران یعنی چه؟ بدترین تجربه شما چه بوده و بهترین تجربه شما چه بوده؟
تا کنون با بسیاری این سوال را مطرح کردم و شما حتما برخی از آنها را شنیدید. هفته پیش این پرسش را با مهدی خلجی مطرح کرده بودم که وقتی این مطلب انتشار یافت دیدم نظرهای زیادی پای مطلب آمده.
برخی از این نظرها شبیه به هم هستند. در مجموع به نظر میرسد که بسیاری افراد با نظر مهدی خلجی موافق نیستند. من از او پرسیده بودم ایران یعنی چه و او پاسخ داده بود ایران یعنی زبان فارسی.
پاسخ مهدی خلجی اعتراض بسیاری را برانگیخته از جمله مانی ب که نوشته:
خب، خیالم راحت شد. ایران اگر زبان فارسی باشد با حمله اتمی آمریکا از بین نمیرود و زنده خواهد ماند. زنده باد زبان فارسی.
دوست دیگرمان علی نوشته که پس به نظر این استاد که مادربزرگ اینجانب که به مکتب نرفته و خط ننوشته و حتی یک کلمه هم فارسی بلد نیست لابد ایرانی نیست.
و آقای محمدرضا هیات نوشته که وقتی نوشته فوق را خواندم به یاد داستان مانقلت اثر نویسنده گرانقدر مرحوم چنگیز آیتماتوف افتادم. داستانی که درمورد از خود بیگانگی و آسیمیلاسیون نوشته شده. داستان فردی که هویت خود، گذشته خود و حتی پدر و مادر خود را فراموش کرده و از آنان فرار میکند.
آقای خلجی هم جزو همین افراد هستند. با وجودی که نام خلج یکی از اقوام قدیمی ترک را یدک میکشند ولی چنان دچار از خود بیگانگی شدند که ایران از نظر ایشان تنها زبان فارسی است و بس.
معلوم میشود که ایران آقای خلجی خیلی کوچک است. تنها شامل سخنوران زبان فارسی است. ایران ایشان شامل آذربایجان، گلستان، سیستان و بلوچستان، لرستان، خوزستان، کردستان، گیلان و حتی خلجستان نمیشود.
امیدوارم این بار آقای خلجی جرات اعتراف به اشتباه خود را داشته باشد تا بعدا به خاطر آن افسوس نخورد. محمدرضا هیات.
نامهی بعدی را فرنگیس از هلند نوشته باز هم در همین زمینه.
فرنگیس نوشته من هم ایرانی هستم، اما به زبان کردی حرف میزنم و دوستم ایرانی است به زبان بلوچی و آن دیگری اهل خوزستان است و به زبان عربی صحبت میکند.
ایران متشکل از اقوام مختلف است. و همین ایران را یگانه و زیبا کرده. ایشان بهتر است بجای الهیات اول به خودشناسی، میهنشناسی و کمی هم قدردانی از پدر و مادر بپردازد که گویا همه را فراموش کرده. یاد کودکیاش هم بیفتد و کمی احساس و عشق داشته باشد.
سخنان این آقا بدون ذرهای احساس است. همان چیزی است که این دوره خیلی از نبودن آن در رنج هستند. این آقا اگر در مواردی استعداد دارد، اما از هوش عاطفی و اجتماعی بیبهره است.
من افتخار میکنم که علاوه بر زبان کردی به زبان زیبای فارسی که غنی از عاطفه هم هست مسلطم. اما ایران محدود به یک زبان یا قوم نیست.
ایران یعنی وطن، خانه، خانواده، کودکی، عشقهایت، روابط و دوستهایت. ایران یعنی تاریخ و تمدنی کهن. یعنی مردمی که سالها است به امید آزادی و دموکراسی مبارزه میکنند. هر چند تاکنون ناکام اما هنوز هستند کسانی که امیدوارانه در این راه قدم برمیدارند و شاید زندانی و مجازات بشوند اما چون عشق به وطن دارند ادامه میدهند.
حیف نیست که این عشقها، زیباییها و صدها مورد دیگر را نبینی و از میهن فقط به زبان اکتفا کنی و ادعا هم داشته باشی. این سوال را از خانم سیمین بهبهانی هم کرده بودید. پاسخ این خانم فرهیخته و عاشق کجا و جواب آقای الهیات دان کجا. فرنگیس از هلند.
خب برخی از نظرها را شنیدید و من دیگر همه نظرها را نمیخوانم. تقریبا میتوانم بگویم همه این سیزده نفر کمابیش به همین مساله انتقاد دارند.
یادآوری میکنم من وقتی دربرابر چهرهها و فعالان فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، فلسفی قرار میگیرم در موقعیتی خاص فیالبداهه از آنها میپرسم ایران یعنی چه؟ برای من مهم این است که آنها بدون فکر کردن بتوانند راجع به کشورشان حرف بزنند.
من به آنها فرصت فکرکردن نمیدهم. این مهم است که در وهله اول در آن لحظه چه پاسخی دریافت میکنم، مثل یک عکس فوری. با این همه نظرهای خودتان را شنیدید و من سعی میکنم از دوستم مهدی خلجی بخواهم که خودش در این مورد توضیح بدهد. آیا ایران یعنی زبان فارسی. بله زبان رسمی کشور ما فارسی است.
امیدوارم که این برنامه هفتاد ثانیه با چهرهها و بحث ایران ادامه پیدا بکند و ما بتوانیم نظرهای چهرههای مختلف کشورمان را و حتی چهرههای خارجی را راجع به ایران برای شما پخش کنیم.
شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات و سازمان گزارشگران بدون مرز با صدور اطلاعیههای جداگانهای به اعلام «انحلال» انجمن صنفی روزنامهنگاران از سوی وزارتکار دولت محمود احمدینژاد اعتراض کردند.
وزارتکار و امور اجتماعی در هفتهجاری با صدور بیانیهای که آن را مستند به حکمی از دیوان عدالت اداری میداند، فعالیت انجمن صنفی را «غیرقانونی» اعلام کرده است.
انجمنصنفی روزنامهنگاران این اظهارات را رد و اعلام کرده که علیه مسئولان وزارتکار شکایت خواهد کرد.
بدرالسادات مفیدی دبیر هیئت مدیره انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران در گفتگو با زمانه اعلام گفت: «وزارت کار صلاحیت اعلام انحلال انجمن را ندارد. چراکه ما از برگزاری انتخابات مجمع عمومی خودداری نکردهایم و از حکم دیوان عدالت اداری نیز این مسئله مستفاد نمیشود.»
شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات نیز با صدور اطلاعیهای اعلام کرد: «تهدیدکنندگان انجمن صنفی روزنامه نگاران، در پوششی حقوقی، اما با انگیزههای سیاسی، خانه امید و آخرین ملجا دفاع از حقوق صنفی خبرنگاران، عکاسان و... را هدف قرار داده است.»
در ۱۷ اردیبهشتماه سالجاری دیوان عدالت اداری قوه قضائیه ایران، شکایت انجمن صنفی روزنامهنگاران را که در اعتراض به ابطال انتخابات این انجمن از سوی وزارت کار جمهوری اسلامی مطرح شده بود، رد کرد و وزارت کار و امور اجتماعی به استناد همین حکم دیوان است که اعلام کرده دیگر انجمن صنفی را به رسمیت نمیشناسد.
در بیانیه گزارشگران بدون مرز هم که امروز پنجشنبه در این ارتباط منتشر شده، آمده است: «کارزار دولتی علیه انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران ابعاد نگران کنندهای به خود گرفته است.»
در این بیانیه همچنین این اقدام وزارت کار، حرکتی «برای به سکوت بیشتر وادار کردن مدافعان آزادی بیان و مطبوعات در ایران» توصیف شده است.
انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران در سال ١٣٧٦ و در آغاز دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی با مجوز وزارت کار فعالیتهای خود را آغاز کرد و امروز دارای نزدیک به ٤٠٠٠ عضو است.
در بخش دیگری از بیانیه شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات میخوانیم: «انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ضمن بیان اعتراض شدید خویش نسبت به اقدام اخیر وزارت کار، دولت آقای احمدینژاد را به تجدیدنظر در نحوه مواجهه با روزنامهنگاران و مدیران مطبوعات فرا میخواند.»
این انجمن همچنین از همه روزنامهنگاران در خواست کرده است از انجمن صنفی حمایت کنند.
براساس اعلام این بیانیه: «هرگونه اهمال و ضعف در پشتیبانی قاطع از انجمن روزنامه نگاران ایران نه تنها در مغایرت با ادعاها و ماهیت روشنفکرانه روزنامه نگاران که در تضاد با ضرورت از حقوق صنفی خود خواهد بود.»
در همین رابطه:
اسماعیل احمدی مقدم، رئیس پلیس ایران و دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر این کشور، از کاهش قابل توجه ترانزیت مواد مخدر تولید شده در افغانستان در این کشور در دو سال گذشته خبر داد.
آقای احمدی مقدم روز پنج شنبه و در مراسم روز جهانی مبارزه با مواد مخدر در تهران گفت در سال 2005، 61 درصد مواد مخدر تولید شده در افغانستان از خاک ایران ترانزیت می شد، اما این رقم در سال 2007 به 31 درصد رسید.
آقای احمدی مقدم از جمله فعالیت های ستاد مبارزه با قاچاق مواد مخدر را "انعکاس تلاش های جمهوری اسلامی ایران در مجامع بین المللی" و "رفع ابهام سازمان ملل متحد درباره میزان سهم ایران در ترانزیت مواد مخدر تولیدی افغانستان به اروپا" برشمرد.
ایران با داشتن 950 کیلومتر مرز مشترک با افغانستان و قرار گرفتن میان این کشور و اروپا، همواره یکی از راه های اصلی ترانزیت مواد مخدر افغانستان به جهان خارج بوده است.
اسپانیا در جدال با روسیه برای حضور در بازی نهایی یورو ۲۰۰۸، با سه گل ژاوی(۵۰)، گیسا(۷۳) و سیلوا(۸۲) راهی دیدار آلمان شد.
تیمهای ملی فوتبال روسیه و اسپانیا پنجشنبه شب برای تعیین فینالیست دیگر رقابتهای یورو ۲۰۰۸ در وین به دیدار هم رفتهبودند اما با وجود تصاحب بیشتر توپ در طول نیمه نخست از سوی اسپانیا، دو تیم در نیمه اول به تساوی رضایت دادند.

جدال اسپانیا و روسیه برای حضور در فینال/رویترز
در نیمه دوم اسپانیا از برتری فضا و توپ در برابر روسیه بهره برد و در دقیقه ۵۰ ژاوی از حریف خود پیش افتاد.
با این حال این تمام کار نبود و اسپانیا در دقیقه ۷۳ در حالی که مدافعان روسیه لحظهای به امید آفساید مکث کردند، روی حرکت گیسا به گل دوم رسید.

گل ژاوی(۵۰) آغازی بر حذف روسیه بود/AP
اسپانیا یک بار دیگر هم در دقیقه ۸۲ توسط داوید سیلوا به گل رسید تا باز هم مثل بازی دور گروهی روسیه را با سه گل بدرقه کند.
دیدار قبلی هر دو تیم در مرحله یکچهارم نهایی، به وقتهای اضافی کشید، با این تفاوت که روسیه هلند را در وقت دوم اضافی از سر راه برداشت ولی اسپانیا در ضربات پنالتی بر ایتالیا چیره شد.
اسپانیا و روسیه در دور گروهی هر دو در گروه چهارم رقابتها بازی میکردند و به ترتیب به عنوان تیمهای اول و دوم این گروه راهی یکچهارم نهایی شده بودند.
بازیکنان اسپانیا که در دور مقدماتی بازیهای ۴ بر ۱ از سد روسیه گذشتند، باز هم توانستند در این بازی نتیجه را تکرار کنند و با اختلاف سه گل روسیه را حذف کرده و حریف آلمان در دیدار پایانی باشند.
اما سرخپوشان روسیه که در بازیهای اخیر نمایشی متفاوت از روسیه دیدار نخست ارائه کردهبودند و نتوانستند بازی در مقابل هلند را تکرار کنند و بعد از ۲۰ سال باز هم یک پای فینال باشند.
روسیه در ۱۹۸۸ حریف هلند در بازی پایانی بود ولی با گل فراموشنشدنی فانباستن، جام قهرمانی را به هلند واگذار کرد.
اسپانیا با این پیروزی، باید خود را برای دیدار روز یکشنبه در مقابل آلمان که در وین برگزار خواهد شد آماده کند.
در همین رابطه:
«آداش ایستاد» نویسنده سمرقندی که بیشتر در زمینه داستانهای تخیلی فعال است به تازگی به جمع وبلاگنویسان پیوسته. او معتقد است نویسندههای تاجیک و روزنامههای تاجیکی باید دراینترنت منتشر شوند تا بین تاجیکان برونمرزی و داخل همیستگی لازم ایجاد شود. با این نویسنده که اولین نویسنده حرفهای داستانهای تخیلی تاجیک محسوب میشود، گفت و گو کردهام.
به نظر من امروزه اینترنت برای کسانی که در کشورهای گوناگون زندگی میکنند یگانه راه پیوند است. اینها میتوانند به وسیله اینترنت فرهنگ خود را شکلی همگون بخشند. مثلاً تاجیکها میتوانند به موقع از اخبار فرهنگی کشورهای همسایه خود باخبر شوند.
شما از اولین نویسندگان حرفهای محسوب میشوید که موضوعات فرهنگی و مشکلات جامعه را در وبلاگ خود مطرح میکنید. در واقع شما از جمله اولین کسانی هستید که اینترنت را در بین تاجیکها برای امور فرهنگی به کار میبرید.
درباره هر آنچه که حس میکنم نیاز است مطرح شود، مینویسم و به بحث میگذارم. مقالههای نانوشتهی زیادی دارم خصوصاً دربارهی تاجیکستان و ازبکستان. این بلاگ را برای تاحیکها باز کردم تا آنها را بنویسم. در آغاز، خبر نداشتند. خواست من این بود که آنها را خبردار کنم. از وقتی از تاجیکستان مینویسم، خوانندههای بیشتری پیدا کردهام. از این بابت موفق شدهام که رابطهای بین نویسنده و خواننده برقرار شود.
امروزه اگر کسی بخواهد مثلاً یک کتاب با دو جزوه از خود چاپ کند به بیش از هزار دلار نیاز دارد که این در سمرقند دچار و مبلغ زیادی است؛ ولی اینترنت این امکان را میدهد که اگر پول هم نداشته باشد، باز این کار به آسانی انجام شود.
گفتید اگر کسی پول هم نداشته باشد، میتواند نوشته و کتاب خود را به دست خوانندگان برساند. در حال حاضر در سمرقند دسترسی داشتن به اینترنت و استفاده از اینترنت چگونه است؟ شما خودتان وبلاگتان را کجا مینویسید؟ در خانه اینترنت دارید؟ کافینتهایی وجود دارد؟ قیمتشان چند است؟ یک شهروند معمولی میتواند از این امکانات استفاده کند؟
میتواند استفاده کند. چون گذاشتن مثلاً یک مقاله در وبلاگ با استفاده از کافه اینترنت برابر قیمت یک کبریت در ازبکستان است. در خانه هم البته همه امکان خرید کامپیوتر را ندارند. من در خانه کامپیوتر دارم. بچههای من هم به کامپیوتر علاقهمند هستند و در مدرسههای ازبکستان نیز مراکز کامپیوتری تشکیل دادهاند و دانشجویان باید کار کردن با کامپیوتر را آموخته باشند.
در مرکز شهر، چرا از مردم خبری نیست. از دانشجویان دانشکدهی زبان و ادبیات، یا از دیگر دانشگاههایی که با ادبیات سر و کار دارند و باید از اینترنت آگاهی داشته باشند؟
در مرکز، بخش فیلالاجی تاجیک، یعنی بخش زبانشناسی دانشگاه تاجیک در دانشگاه سمرقند هم تشکیل شده بود. نمیدانم با چه صحبتهای برهم خورد. حالا سرپرستی تازه بر «سازمان بنیاد سمرقند» تعیین شده که به اینترنت و کامپیوتر هم شوق و توجهای زیاد دارد. برنامهی او این است که برای همه مراکز فرهنگی و خبری باید کامپیوتر و اینترنت فراهم باشد.
یک مشکل دیگر برای تاجیکها که در خارج درس میخوانند، این است که وبلاگهایشان بلوکه میشوند و از داخل کشور به آنها دسترسی ندارند و به خاطر فیلتر شدن از طرف دولت ازبکستان، مردم نمیتوانند بعضی وبلاگها را بخوانند. شما با چنین مشکلی روبهرو شدید؟
اول این که من در سیاست ازبکستان دخالت نمیکنم. در واقع با کسی که در سیاست دخالت نمیکند کاری ندارند. دیگر این که آن وبلاگ هایی و سامانهها (وبسایتها) که گشوده نمیشوند، آهسته آهسته راههای باز کردنشان پیدا میشود. برای کسی که این اتفاق رخ داده، میتواند اهل فن را دعوت کنند که این مشکل را برایش برطرف می کنند.
نرمافزارهایی وجود دارد که میتواند راههای تازهای برای باز شدن بلاگها پیدا کند. اما در این یکی دو روزی که در این هفته اینجا در سمرقند برق نبود و ما امکان دیدن سامانهها (وبسایتها) را نداشتیم.
شما برای تاجیکها به خط سرلیک مینویسید. برای فارسیزبانان دیگر که نمیتوانند این خط را بخوانند چه فکری کردهاید؟
برای افراد خط فارسیدان، اگر در کامپیوتر خود خط سرلیک نداشته باشند، یا برعکس خط سرلیکدان اگر خط فارسی را نصب نکرده باشند، سامانههایی (وبسایت) وجود دارد که این مشکل را آسان میکنند. برنامهها و پروگرامهایی برگردان هستند. استفاده از این برنامهها آسانتر از آن است که مردم خود این خطها را یاد بگیرند. این برای ۵۰ - ۶۰ سالهها کارساز است؛ چون آموزش و از بر کردن خط فارسی برای تاجیکان سخت است.
دولت کره شمالی در اجرای توافقنامه توقف فعالیت های اتمی این کشور، امروز(پنج شنبه 26 ژوئن) گزارشی تفصیلی در مورد سابقه فعالیت های اتمی کشور خود به مقامات چین تحویل داد.
تصمیم کره شمالی برای تحویل این گزارش که مدتها ست به تاخیر افتاده نشان می دهد که روند گفتگوهای شش جانبه برای منصرف کردن دولت کره شمالی از تعقیب برنامه ها ی اتمی اش، بار دیگر به سوی جلو پیش می رود.
اما حل مسئله کره شمالی کار ساده ای نیست. نگرانی ها درباره این که این روند چقدر سریع پیش خواهد رفت و کی به نتیجه خواهد رسید، همچنان باقی است.
با این حال روندی که با توافق ماه فوریه 2007 آغاز شد، دوباره به جریان افتاده است. دولت کره شمالی راکتور هسته ای خود رادر یونگ بیون تعطیل کرده و گزارش بلند بالایی در رابطه با آن بخش از برنامه هسته ای خود داد که با پلوتونیوم عمل می کرده، و حال مدارک بیشتری درباره فعالیتهای گسترده تر هسته ای خود ارائه کرده است.
گزارشها از عراق حاکیست که دست کم 40 نفر در اثر دو حمله در عراق جان خود را ازدست داده اند. گفته شده است تعداد زیادی نیز در این دو انفجار مجروح شده اند.
بر اساس همین گزارشها 18 نفر در اثر انفجار یک خودرو در شهر شمالی موصل کشته شدند و دست کم 20 نفر در اثر یک انفجار انتحاری در شهر کرمه در غرب بغداد، جان خود را از دست دادند.
انفجار شهر کرمه در داخل دفتر یک شورای محلی رخ داد. گزارشها حاکیست که رهبر یکی از شوراهای قبیله ای منطقه ای و تعدادی از اعضای یک گروه محلی که با القاعده مخالفند در بین کشته شدگان هستند.
قرار است نیروهای آمریکایی در کرمه، قدرت را به نیروهای عراقی محلی واگذار کنند.
جرج بوش، رئیس جمهورآمریکا از اقدام کره شمالی در ارائه گزارش جزئیات برنامه اتمی خود استقبال کرده و گفته است که آمریکا برخی از تحریم ها علیه کره شمالی را لغو و این کشور را از فهرست کشورهای حامی تروریسم حذف خواهد کرد.
روز پنجشنبه، 26 ژوئن (6 تیر) نمایندگان دولت کره شمالی در اجرای توافقنامه توقف فعالیت های اتمی این کشور، در پکن با مقامات جمهوری خلق چین، رئیس مذاکرات شش جانبه، ملاقات کرد و گزارشی تفصیلی را در مورد سابقه فعالیت های اتمی کشور خود به آنان تحویل داد.
تحویل این گزارش مرحله نهایی توافق هایی است که در جریان مذاکرات گروه شش در پکن به دست آمده و هدف از آن ارائه اطلاعات شفاف در مورد برنامه های مخفیانه کره شمالی در گذشته است.
کره شمالی با ارائه گزارش جزئیات برنامه های اتمی خود، بخشی از یکی از تاسیسات هسته ای این کشور را نیز ویران می کند.
در طی نه ماه اخیر آلبوم "مغلوب" ( Overpowered) اثر "روشین مورفی" (Roisin Murphy) در دنیای موسیقی نظر منتقدان را روز به روز بیشتر به خود جلب کرده است.
گهگاه آلبومی از راه می رسد که با گذشت زمان نه تنها از جذابیتش کاسته نمی شود بلکه بیشتر جای پای هنرمند خالق خود را محکم تر می کند. مورفی با آلبوم مغلوب موفق به خلق یکی از بهترین آلبوم های سال های اخیر شده است.
از مغلوب بیشتر به عنوان یک آلبوم ظریف و پیجیده پاپ sophisticated pop و یا پاپ بزرگسالان Adult pop نام می برند. به این معنا که ترانه و موسیقی از کیفیت و عمق بیشتری بر خوردار است و به سوژه و تم هایی که بیشتر بزرگسالان با آنها سر و کار دارند می پردازد.
امروز درباره رمان مفصلی برای شما میگویم که چند روزی وقت من را گرفت تا آن را بخوانم و کار جدی بود. در نتیجه با دقت و کوشش فراوانی سعی کردم درک کنم که نویسنده چه میخواهد بگوید و نتیجه آن را برای شما میگویم.
نام رمان «دوردستهای مبهم» است، نوشته سیدمحسن نکومنش منفرد. این رمان که الان من به آن نگاه میکنم، ۴۵۲ صفحه دارد و شرح احوال شخصیتی به اسم مسعود است که در سوئد زندگی میکند. او ایرانی مهاجر است که حالتی رنج دیده و عذاب کشیده دارد. از مسائل سیاسی و تعهدات انسانی نیز رنج میبرد.
مسعود عضو حزب توده ایران بوده و از ایران گریخته است. در دهه شصت به مناسبت این که افراد حزب توده تحت تعقیب قرار میگرفتند، همانند بسیاری از گروههای سیاسی، در نتیجه مسعود و همسرش مینا که او هم فعال سیاسی بوده از ایران گریختند و به سوئد رفتند. اما مسعود قدرت تطبیق خودش را با محیط سوئدی ندارد و دائما در رنج و عذاب است.
او در عین حال قدرت تطبیق و سازگاری با دوستانش را ندارد و آنها او را درک نمیکنند و او هم متقابلا آنها را درک نمیکند. با همسرش مینا هم مشکل دارد. آنها کمکم مثل بسیاری از زن و شوهرهایی که به مهاجرت رفتند در عذاب هستند و در حال بحث، گفتوگو، دعوا و اختلاف اند. این مساله مسعود را به شدت رنج میدهد.
تنها مرجع و پناه مسعود زبانشناس سوئدی او است که تا حدودی زبان این مرد را درک میکند و او را میفهمد. از طرف دیگر دوستی به نام گوستاو دارد در محیط کار که او هم تا حدی او را درک میکند و برای او محاسبه دارد و جایی در زندگیاش برای او باز شده است.
در میان دوستان ایرانی یک دوست ایرانی پیدا کرده که بسیار او را دوست دارد، ولی این دوست به دست گروههای افراطی راستگرای سوئدی کشته میشود. در نتیجه مسعود تنهاتر و تنهاتر از پیش میشود و وحشت و اضطرابی که از جامعه سوئد و بهطور کلی از جوامع بشری دارد، تشدید میشود.
سقوط شوروی، یعنی ایدهآل و رویای اعضای حزب توده و جریان پروستاریکا و گورباچف؛ تمام اینها مسائلی است که او را به خودش معطوف میکند. حمله آمریکا به عراق یکی دیگر از مسائلی است که باعث درد و رنج و عذاب مسعود است. مسعود از همه چیز رنج میبرد.
این مسائل همسرش را برمیدارد تا بالاخره از هم جدا شوند. در تنهایی و مصیبت مسعود روز به روز افسردهتر و مایوستر میشود. حادثه خودکشی یک روسپی اوکراینی که او را به زور از اوکراین به سوئد آوردند و از او سوء استفاده جنسی میکنند، مسعود را مصمم میکند به اعمالی که بعدتر انجام میدهد.
دختر جوان اوکراینی خودش را از بالای ساختمان پرت میکند و با برخورد به کامیون قطعهقطعه میشود و زندگیاش را از دست میدهد. این مسعود است که مقوایی را که دختر روی آن نوشته به چه دلیلی خودکشی کرده پیدا میکند و این مساله مسعود را بیشتر در این معنا متمرکز میکند که باید خودش را بکشد.
من در خواندن کتاب احساس میکردم خیلی دلم میخواهد بفهمم که یک تودهای چطوری به دنیا نگاه میکند. ظاهرا چنین به نظر میرسد که فردی به نام مسعود که تودهای بوده، نگرش ویژهای می تواند به جهان داشته باشد.
ما میدانیم که حزب توده در بازیهای سیاسی ایران از مقطع ۱۳۲۰ به این سو نقش قاطع و مسلمی داشته است. جبههگیریهای این حزب در مقابل شاه و بعدها دکتر مصدق در دوران سالهای نفت، این حزب به دلیلی به شوروی وفادار بود و به دلیل این وفاداری میتوانست از پشت به مسائل داخلی مملکت خنجر بزند و این کار را با افتخار انجام بدهد. چرا که در جهت هدف رساندن پرولتاریا بر مسند قدرت انجام میشد و این که واقعا بعضی از افراد حزب یعنی بسیاری از بهطور جدی باور داشتند که برحق هستند و هر کاری که میکنند درست است.
به زیر سوال رفتن حزب توده پس از جریانهای سال ۳۲ و این که این حزب دکتر مصدق را مصدقالسلطنه مینامید و او را نماینده بورژوازی میدانست و نتوانست از او حمایت بکند و بعد سقوط دکتر مصدق و سقوط حزب توده، زیرزمینی شدن حزب توده و دوباره بیرون آمدن این حزب در مقطع انقلاب اسلامی به عنوان وردست و متحد حزبالله و بالاخره دوباره تحت تعقیب قرار گرفتن حزب بوسیله جمهوری اسلامی و اعدام سران و رهبران حزب، نه همه آنها، بلکه برخی از آنها؛ تمام اینها و سقوط شوروی مسائلی است که شخصیت مسعود را میسازد.
یعنی در حقیقت مسعود مسالهدار است به دلیل شرایط جهانی. به دلیل شرایطی که مارکسیسم روسی پیدا کرده و از طریق ان جمعیت زیادی خلع هویت شدند. یعنی از خودشان دیگر هویت ندارند و بیهویتی آنها را رنج میدهد. مسعود یکی از این افراد است که به دشت واکنش نشان میدهد در قبال این قضیه و بدتر از همه اختلاف او با همسرش او را بر آن میدارد که عاقبت دست به خودکشی بزند.
باید دید که چطور او با انجام این عمل هم از همسرش انتقام میگیرد هم از مفاهیمی که دوست داشته و هم از فرزندانش که کوچکترین تقصیری در این میدان ندارند. در حقیقت خودکشی مسعود به نظر من نشانه نوعی خودخواهی است که اگر کتاب را به دقت بخوانیم میتوانیم آن را متوجه بشویم.
کتاب تقریبا نیمه تمام به پایان میرسد و ظاهرا باید دنبالهای داشته باشد که در این مقطع به همراه کتاب نیست. چراکه ما از سرنوشت بچههای او بیاطلاع و کاملا ناآگاه باقی میمانیم.
من خیلی دلم میخواست درباره این کتاب زیاد صحبت کنم به دلیل این که به نظرم میآید یک اثر به یاد ماندنی است و جالب است که در ایران هم اجازه چاپ گرفته به این دلیل ساده که اولا مسعود پس از بازگشت از کمونیسم، روبرگرداندن از کمونیسم، دارای یک عواطف مذهبی شده و گاهی نماز میخواند و دچار یک نوع عرفان مذهبی است. اما حتی این چیزها هم او را نجات نمیدهد و او خودش را میکشد.
به زیر سوال رفتن سوئد به عنوان یک کشور مترقی و این که دارای یک جریانهای دست راستی افراطی است؛ همه اینها مسائلی بوده که جمهوری اسلامی را خوش آمده و باعث شده که آنها به این کتاب اجازه چاپ بدهند.
البته به نظرم میآید که اگر آثار دیگر فارسی هم میتوانستند در ایران اجازه چاپ بگیرند بسیار عالی میشد. ولی واقعیت این است که کتاب با این ترفند، ترفند که نه یک واقعیت که کمونیستی که از عقایدش بازگشت میکند و به سوی مذهب بازمیگردد، اینها نکاتی بوده که به جمهوریا سلامی اجازه داده کتاب را چاپ کند.
در عین حال دعوای مسعود و همسرش و این که زن بسیار فمینیست است و برای مردها یا این مرد احترامی قائل نیست و قیام کرده و به اصطلاح پشت کرده به تمام سنتهای اجتماعی و رابطی که بین زن و مرد هست، تم و موضوع اصلی این کتاب را تشکیل میدهد. من در یک رمان دیگر که از سوئد به دستم رسیده این نکته را خواندم و برای من جالب بود که چقدر این مساله؛ این دعوای زن و شوهر که در این کتاب به خوبی مطرح میشود و نشان میدهد چطور مقامات سوئد از این مساله استفاده میکنند تا بگویند مردهای مسلمان بیرحم هستند برایم جالب بود و فکر میکنم یکی از معضلات اصلی مهاجران ایرانی بهویژه در کشورهای اروپای شمالی باید همین مساله باشد.
کتاب «دوردستهای مبهم» نوشته سیدمحسن نکومنش منفرد کتاب قابل مطالعهای است. من خواندن آن را به تمام کسانی که به ادبیات علاقهمند هستند، توصیه میکنم و چنین به نظرم میآید که ما با یک اثر درخور تامل روبهرو هستیم. هرچند که نسبت گریه و زاری در کتاب بسیار بالا است ولی کتاب قابل مطالعه است.
ناشران و نویسندگانی که مایل هستند برای برنامه خانم پارسیپور، کتابی بفرستند، میتوانند کتاب خود را به صندوق پستی زیر با این نشانی ارسال کنند:Shahrnush parsipur
2934 Hilltop Mall Rd. # 102
Richmond, CA 94806
USA
چندی پیش در خبرها خواندیم که دکتر عبدالقادر الحسین رئیس مرکز مطالعات باستان شناختی رحاب در شمال اردن، درباره کاوش هایش در کلیسای جرجیس مقدس و کشف غاری در زیر این کلیسا صحبت کرده بود.
او پس ا